تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1676

مساهمون:

ص١٦٧٦
طول عمرش را ز ايزد خواهمى * طول عمرش خير مردم دانمى خاتم پيغمبران فرموده است * خيرخواه مردمان پاينده است عزتش را اى خدا كن مستدام * شوكت و آسايشش آور مدام بارها در فارسنامه گفته‌ام * گفته خود را چو درى سفته‌ام طول و عرض فارس باشد اى كيا * بيش از هر ملك شاهنشاه ما گرمى هند است در « ميناب » او * سردى مسكو ز « ده بيد » ش بجو اين چنين ملكى كه دارد شاه ما * شاه ديگر را نباشد اى كيا غير من باشد كسى اندر جهان * برده باشد فارس را پيش شهان اى بلند اقبال شاه دادگر * خيرخواهت هر كه از جنس بشر فارس را آباد يا ويران كنى * فارس ملك تست اين يا آن كنى ملك دارى را شهان آگه‌ترند * مالك تاج و نگين و افسرند شه ز رمز ملك بهتر آگه است * راى راى عالم‌آراى شه است پادشاها چون رعيت‌پرورى * دائما از عمر و دولت برخورى تا بگردد ماه بر گرد زمين * تا بود هر روز را صبح و پسين كوكب بخت ترا نبود و بال * باد عمرت لا يزال و بىزوال