تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1613

مساهمون:

ص١٦١٣
كمر دوغ و چشمه جن و چشمه رئيس آميخته ، رودخانه كلات شود . رودخانهء لمزان لارستان : در عنوان رودخانه شور گله‌دار نوشته شد . رودخانهء لواب : همان رودخانه لب آب كوه‌گيلويه است . رودخانهء مرز سبعه : آبش شيرين مايل به شورى است . رودخانه خسوى داراب ، از تنگ چرخى ناحيه فرگ سبعه بيرون آمده از ميانه قريه مرز و قريه پدمى ناحيه فرگ گذشته ، رودخانه مرز شود ، پس چند ده را آب داده به ناحيه گله‌گاه سبعه رسيده ، رودخانه گله‌گاه شود . رودخانهء مرودشت : همان رودخانه پرواب است . رودخانهء مشهد مرغاب : آبش شيرين و گوارا ، رودخانه عباس آباد قونقرى و رودخانه كرگان در قادر آباد مشهد مرغاب به هم آميخته ، رودخانه مشهد مرغاب گردد ، پس دهات مشهد را آب داده چون به قصر الدشت كمين رسد ، رودخانه كمين گردد . رودخانهء مند « 1 » دشتى : آبش شيرين مايل به شورى است ، رودخانه دزگاه در نزديكى « باغان » ناحيه سنا و شنبه به رودخانه ريز پيوسته ، رودخانه شنبه شود و چون به نزديكى قريه دومنالو ناحيه مندستان دشتى رسد ، رودخانه مند گردد پس از نواحى مندستان براى هموارى زمين بيفايده گشته ، در نزديكى قريه زيارت ناحيه مندستان ، به درياى فارس فرو ريزد و چون زمين آن رودخانه به اندازه‌اى هموار است كه جريان آب رودخانه محسوس نگردد او را رودخانه مند گويند : يعنى وامانده و نمىرود . رودخانهء مى رام هرمز : آبش شيرين و گوارا مايل به شورى است . آب چشمه بو الفريس و چشمه سيدان به هم پيوسته رودخانه « مى » شود و چون در قريه سلطان‌آباد رامهرمز به رودخانه جايزان بياميزد رودخانه سلطان‌آباد گردد . رودخانهء نازكان كوه‌گيلويه : آبش شيرين و گوارا مايل به شورى است . آب رودخانه سرفارياب و رودخانه پيچاب در قريه نازكان ناحيه بوير احمد كوه‌گيلويه به هم پيوندد ، رودخانه نازكان شود ، پس از چند فرسخ در قريه سوزگان بوير احمد به آب چشمه لوادر و سنقر آباد رسيده ، آن را رودخانه آب شيرين مشهور به خير آباد گويند . رودخانهء نور آباد ممسنى : آبش شيرين و گوارا ، مايل به شورى است . آب چشمه سراب بهرام و چشمه ميل اژدها به هم پيوسته ، رودخانه نور آباد شود پس در قريه بردنگان ناحيه بكش ممسنى به رودخانه فهليان پيوسته در قريه پشتكوه ناحيه باوى كوه‌گيلويه رودخانه زهره گردد . رودخانهء نهر حسن فسا : آبش شيرين و گوارا ، از چشمه نهر حسن برخاسته ، چندين مزرعه را آب دهد و چيزى از مزارع زياد نيايد . رودخانهء هرنگ لارستان : در عنوان رودخانه شور گله‌دار نگاشته گرديد . رودخانهء هشى داراب : از چشمه نقش رستم برخاسته ، چندين ده را آب داده ، به رودخانه خسوى داراب بياميزد . رودخانهء هنيفقان خواجه : آبش شيرين و گوارا از آب چشمه مورد رودخانه بابل برخاسته ، در كوشك قاسم بلوك خواجه به آب چشمه زنجيران پيوسته رودخانه هنيفقان گشته ، بلوك خواجه را آب داده رودخانه خواجه شده ، از تنگ فيروز آباد گذشته ، به آب چشمه قنب آتشكده فيروز آباد آميخته ، رودخانه فيروز آباد شود .
هامش
( 1 ) . ( داراى دو شعبه است يكى به نام قره آقاچ كه از كوههاى واقع در شمال غربى شيراز جارى شده و ديگرى از كوه بزيار سرچشمه گرفته در محل موسوم به پى رودك به هم متصل گردد ) . جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 233 .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1613 | ميرزا حسن حسينى فسايى / منصور رستگار فسايى