مقتداى اكابر امم ، برهان حكماء عرب و عجم مولانا قوام الدين كربالى كه حضرت افادت و افاضت منزلت ، سيد المدققين مير صدر الدين محمد دشتكى شيرازى ، جد مؤلف اين فارسنامه ناصرى و علامه دوانى ، در خدمت آن جناب استفاده و استفاضه علوم را نمودهاند . و مانند :
مولاى انام و افضل علماء ايام ، اكمل حكماء راسخين مولانا همام الدين كربالى كه معاصر سلاطين قره « 1 » قوينلو و آق قوينلو تركمان بودند .
و از اعيان كربال است : عالىجاه مطلب خان گاو كانى پسر رئيس شمس الدين كربالى كه در سال 1167 جماعتى از رعاياى بلوك كربال را جمع نمود و در تخت جمشيد مرودشت ، شبيخون به اردوى آزاد خان افغان زده ، شكست فاحش يافته ، عود به كربال نمود .
و از سادات عالى درجات اين بلوك است : سلسله سادات حسينى بنجيرى كربالى كه ذكر اسامى آنها در اين فارسنامه نگنجد .
قصبه اين بلوك « گاو كان » است به مسافت 10 فرسخ بيشتر از شيراز دور است و اين بلوك مشتمل است بر 67 « 2 » قريه آباد :
آباده خره : « آباد خره » به معنى شهر است ، 4 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است .
اتابك : 4 فرسخ بيشتر ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است .
اسمعيل آباد سفلى : 3 فرسخ مشرقى « گاو كان » است .
اسمعيل آباد لاهيجى : 4 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است .
اكراد : 5 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است .
امر آباد : 2 فرسخ و نيم مشرقى « گاو كان » است .
پشتقه : 3 فرسخ كمتر مشرقى « گاو كان » است .
پشنگان : 3 فرسخ ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است .
بلغان : 2 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است و اين قريه از مآثر امير بولغون است كه اميرى از طايفه مغول است و در سال 680 والى مملكت فارس بود .
بنجير : 3 فرسخ بيشتر مشرقى « گاو كان » است .
بند امير « 3 » : 6 فرسخ ميانه شمال و مغرب « گاو كان » است .
بند پيرمست : 1 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « گاو كان » است .
بند تيلكان : فرسخى شمالى « گاو كان » است .
بند جهان آباد : 5 فرسخ بيشتر مشرقى « گاو كان » است .
بند حسنآباد : 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « گاو كان » است .
بند خشكك : همان بند حسنآباد است .
هامش
( 1 ) . در متن : ( قرى ) .
( 2 ) . داراى 81 قريه است كه 4 قريه آن كوهستانى و 77 قريه در جلگه واقع است . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 248 .
( 3 ) . ر ك : اقليم پارس ، ص 48 .