تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1453

مساهمون:

ص١٤٥٣

[ 53 ] - بلوك كربال

« كر » نام رودخانه است و چون از دو جانب اين رودخانه دهات و مزارع افتاده است هر جانبى را « بال » « 1 » گويند [ و ] در آخر سردسيرات فارس در جانب مشرقى شيراز است . درازى اين بلوك از « پل تلخ » تا « بندامير » 13 فرسخ ، پهناى آن از خرم آباد تا خير آباد ، 2 فرسخ و نيم . محدود است از جانب مشرق به درياچه بختگان كه آن را پيچكان نيز گويند و از طرف شمال به بلوك ارسنجان و نواحى مرودشت و از سمت مغرب به حومه شيراز و از جانب جنوب به بلوك سروستان . شكار اين بلوك مرغابى و قاز و ماهى است هواى تابستانش از گرمى مايل به اعتدال ، ليكن از غوغاى پشه و هجوم كيك و ازدحام مگس ، مردمش از خواب شب و آسايش روز ، بىبهره‌اند و باعث آن فراوانى برنجزار و نيزار و بسيارى نهر و جدول و نمناكى زمين است و كشت و زرع عمومى اين بلوك ، شلتوك است و آبش از رودخانه كر و در بسيارى از زمستانها آب رودخانه ، دشت كربال را فراگيرد و به اين سبب گندم و جو به عمل نيايد و رودخانه كر از ميان اين بلوك گذشته به درياچه پيچكان كه بختگان گويند بريزد و اين رودخانه چنان مىگذرد كه دو جانب خود را آب دهد و مجراى رودخانه بلندتر از دو جانب اوست و در اين بلوك در شش جاى اين رودخانه از قديم در هردو فرسخ سدى از سنگ و ساروج ساخته‌اند تا آب بلند شده ، دو جانب را زراعت كنند و در اين چند ساله كه خشكسال بود ، آب رودخانه كر ، چنان كم گرديد كه از داخل رودخانه عبور مىنمودند و از عجايب بناهاى فارس ، « بند امير » « 2 » است كه پادشاه زمان امير عضد الدوله فنا خسرو ديلمى در حدود سال 365 بر اين رودخانه سدى از سنگ و ساروج بسته است كه قلم از تحرير و زبان از تقرير پهنا و درازا و بلندى و استوارى آن عاجز است « 3 » . با آنكه چندين صد سال از زمان بناى آن گذشته است ، هنوز رخنه و شكستگى در اصل بند نشده و گاهى از كناره اين بند رخنه شود و مبالغى وجه نقد و چندين هزار عمله از دهات جمع نموده تا اين رخنه را سد كنند و از پهناى اين بند است كه خانه نشيمن كلانتر و جمعى ديگر بر اين بند ساخته‌اند . و جماعتى از علماء از بلوك كربال برخاسته‌اند مانند :
هامش
( 1 ) . در اين مورد ( بال ) صورت ديگرى است از ( بار ) به معنى ساحل و كنار ، كناره ، ناحيه ، منطقه ، جاى ، حوالى ، مملكت و مطلق زمين مانند اروند بار به معنى ساحل اروند يا دجله و چنين است تركيبات دريابار ، رودبار ، زندبار ، ( ظاهرا ساحل زاينده رود ) : ( دهخدا ) بنابراين كربال به معنى سرزمينهاى ساحل رود كر مىباشد . ( 2 ) . ر ك : فارسنامه ابن بلخى ، ص 151 ، چاپ لسترانج . ( 3 ) . ( عضد الدوله . . . صانعان را بياورد و مالهاء بسيار بذل كرد تا مصرفهاء آب بساختند از چپ و راست رود كر پس شادروانى عظيم كرد از سنگ و صهروج در پيش و پس بند و آنگه اين بند برآورد از معجون صهروج و ريگريزه ، چنانك آهن بر آن كار نكند و هرگز آن را خللى نرسد و نواحى سربند چندان است كه دو سوار بر آن برود . . . اين رود در بحيره بختيگان مىافتد ) . فارسنامه ابن بلخى ، ص 151 و 152 . ( كربال عليا و سفلى هردو از رود كر آب مىخورند ، عليا از بند امير كه عضد الدوله ديلمى ساخت و سفلى از بند قصار كه اتابك چاولى تجديد عمارتش كرد ) . نزهة - القلوب ، ص 124 .