على آباد ممو : 6 فرسخ بيشتر شمالى شهر فساست .
غياث آباد : 2 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
فدشكويه « 1 » : 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
فسا : همان قصبه « فسا » ست كه شهر فسا گويند .
فيروز آزاد مرد : به مسافت كمى جنوبى شهر فساست و آزادمرد نام كسى است كه در زمان فرمانروائى محمد بن يوسف ثقفى ، بر خطه فارس ، حاكم بلوك فسا بود چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه گذشت و فيروز كسى را گويند كه حاجاتش برآمده و مظفر و منصور باشد و در زبان فارسى لقب و صفت گاهى بر اسم مقدم مىدارند مانند بلند آسمان و سياه كوه .
قره بلاغ : همان صحراى قره بلاغ است .
قصر كرم : نيم فرسخ ميانه جنوب و مشرق فساست و از موقوفات مدرسه منصوريه شيراز است و تاكنون به وقفيت و توليت آن برقرار داد واقف در تصرف نگارنده اين فارسنامه ناصرى است . در سال 980 اين ملك در تحت وقفيت درآمده است .
كچو « 2 » : 3 فرسخ كمتر شمالى شهر فساست .
گربايگان : همان صحراى گربايگان است .
كنگان : 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
كوشك بنيان « 3 » : به مسافت كمى مشرقى شهر فساست .
كوشك قاضى : همان « قصر كرم » است .
كهنكان « 4 » : ربع فرسخ مشرقى شهر فساست .
محمد آباد : 2 فرسخ كمتر ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
ممو : همان جنگل مموست .
موردى : 4 فرسخ مشرقى شهر فساست در جانب مشرقى موردى دره كوهى است كه از دو جانب آن ، چندين شبستان مانند ، به درازاى و پهناى چهل ذرع از كوه را خالى كرده و ستونهاى سنگى كه سر آنها به سقف شبستان و پايهء آنها بر كف شبستان چسبيده از سنگ درآوردهاند و معلوم نمىشود كه بتكده يا دخمه مجوس بوده است .
ميان ده : 5 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
نصير آباد : 5 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
و اصل آباد : 4 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
نوبندگان : 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
هارم : 1 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شهر فساست .
هامش
( 1 ) . از اين روستاست حاجى ملا محمد تقى فدشكوئى كه در دورهء تاليف آثار العجم در مدرسه خان مدرس بود و در فنون ادبيه و فقه و اصول صاحب مقامات . آثار العجم ، ص 104 .
( 2 ) . ( كچويه ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 306 .
( 3 ) . ( كوشك بانيان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 306 .
( 4 ) . ( كهنكويه ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 306 .