ولد الصدقش ميرزا محمد على خان در مكتبخانه ادبيه نشسته است .
پسر ديگر مرحوم حاجى ميرزا عبد اللّه است : ميرزا سليمان . همه چيز را جز بخت ، تحصيل نمود و بسيار از دنبال بخت دويد و چون به او نرسيد مىگويد :
بس در طلبش كوشش بيفايده كردم * چون طفل دوان از پى گنجشك پريده
و پسر ديگر حاجى ميرزا عبد اللّه است : جناب محامد اكتساب ، فضائل مآب ، حاوى كمالات ، جامع سعادات ، جالينوس زمان ، افلاطون اوان حاجى ميرزا سيد حسن طبيب رئيس اطباء كه شرح حالش در ذيل اعيان محله لب آب گذشت .
و از اجله پسران مرحوم ميرزا جواد ، سلالة السادات ، مقرب الحضرت حاجى ميرزا حسين است .
در سال 1230 در فريه زاهدان فسا متولد گشته ، تحصيل مراتب كماليه نمود و در سال 1294 به ضابطى بلوك فسا برقرار گرديد و در سال 97 [ 12 ] وفات يافت .
و خلف الصدقش حاجى ميرزا هاشم و برادر ماجدش ميرزا محمد در عنفوان جوانى به سرپرستى املاك موروثه خود اشتغال دارند و از اجله پسران ميرزا جواد است :
سلاله سادات : ميرزا عبد الرحيم خان . خط نسخ تعليق را خوش مىنوشت و چون والدهء ماجدهاش خواهر نصير خان و على خان لارى بود ، بيشتر اوقات را در صفحات لارستان به سر مىبرد و در سال 1273 در شيراز وفات يافت و او را سه نفر پسر است :
عالى جناب ، فضائل مآب ميرزا هدايت الله و ميرزا حيدر على خان و ميرزا منصور خان و باقى نباير مرحوم ميرزا جواد در قريه زاهدان فسا توطن دارند .
پسر پنجم ميرزا مجد الدين ، ميرزا احمد است . در زمان حيات والد ماجدش و بعد از وفات او ، مباشر و عامل املاك موقوفه مدرسه منصوريه بود و از او چندين نبيره و نبيرهزاده باقى است مانند ميرزا محمد رضا و ميرزا محمد صادق خلفان صدق ميرزا نصر اللّه خلف ميرزا صادق ، خلف ميرزا احمد و مانند سيد على خان خلف ميرزا محمد شفيع خلف ميرزا سيد على ولد ميرزا احمد ، هريك معيشتى از املاك موروثه خود دارند .
پسر ششم ميرزا مجد الدين محمد ، عالىجاه ، معلى جايگاه ، مقرب الخاقان ميرزا كاظم است ، از ابتداى شباب به ضابطى و عاملى بلوك فسا و داراب از جانب برادر ماجد خود ميرزا جانى پرداخت و بعد از وفات او سالها حاكم بلوك داراب گرديد و در سال 1236 وفات يافت .
پسر هفتمين ميرزا مجد الدين محمد ، ميرزا حسن والد نگارنده فارسنامه ، شرح حال او در ذكر محله سردزك شيراز نوشته شد .
و از اعيان بلوك فسا سلسله مشايخ بحرينى [ است ] جد اعلاى آنهاست : جناب مستطاب ، ملك اعاظم اخباريين ، محلى به حليه صديقين ، مكمل علوم اولين ، متمم مقاصد آخرين ، شيخ مشايخ و طود شامخ ، محدث مشهور شيخ يوسف بن احمد بن ابراهيم بحرينى آل عصفور و جناب معزى اليه در كتاب لؤلؤتين خود نوشته است : تولد من در سال 1107 اتفاق افتاد و بعد از سن طفوليت با آنكه جزيره بحرين از هجوم طايفه عتوب و خوارج ، شوريده و بيشتر اهلش پراكنده بود ، باز بهقدر وسع و طاقت در امر تحصيل علوم ، ساعى بودم و چندين كتاب ادب و فقه و حديث و كلام را خواندم و در بين به مكه معظمه و مدينه طيبه مشرف گشتم تا آنكه طايفه افغان بر پادشاه زمان ، شاه سلطان حسين ، غلبه كرده ، دولت عجم را تصاحب نمودند و