اهرم و تنگستان ، ضابط و كلانتر اين ناحيه پدر بر پدر ميرزا حسين خان برازجانى است و اقوام و عشيرهء او را سلسله سالم خان برازجانى گويند و قصبه اين ناحيه ، نيز « برازجان » است 10 فرسخ از بوشهر و 35 فرسخ از شيراز دور افتاده است و 750 درب خانه دارد و همه از خشت و گل .
و از علماى آن است « 1 » : جناب كمالات اكتساب ، علام فهام ، سلالهء سادات گرام ، حاوى فروع و اصول سيد محمد حسن برازجانى و جناب مستطاب علام فهام ، نتيجة الانجاب شيخ نجف برازجانى .
حاجى ميرزا ابو الحسن خان مشير الملك وزير مملكت فارس در سال 1288 ، كاروانسرائى در پهلوى برازجان ساخته كه نزديك 000 / 40 تومان رواج به خرج او رفته است و مانندش در بسيارى عمارت و استحكام بنيان كاروانسرائى در فارس نباشد . و كشت و زراعت ناحيه برازجان ، گندم و جو ديمى و نخلستان ديمى و بقولات گاو چاهى است و كاهوى برازجان در بزرگى بنه و نازكى و شيرينى ، ضرب المثل است و آب خوراك مردمش از چاه است و اين ناحيه مشتمل است بر 19 ده آباد :
احشام جت « 2 » : دو فرسخ شمالى « برازجان » است .
انارستان : پنج فرسخ مشرقى « برازجان » است .
بارگاهى : فرسخى بيشتر شمالى « برازجان » است .
باغ تاج : پنج فرسخ مشرقى « برازجان » است .
برازجان : همان قصبه برازجان است .
بنار سليمانى : دو فرسخ مغربى « برازجان » است .
بنداروز : فرسخى كمتر ميانه جنوب و مشرق « برازجان » است .
تل بهى : يك فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مغرب « برازجان » است .
چاه خانى : يك فرسخ بيشتر جنوبى « برازجان » است .
خشاب : فرسخى ميانه جنوب و مغرب « برازجان » است .
خشم جت : همان « احشام جت » است .
خشوگان : نيم فرسخ ميانه جنوب و مغرب « برازجان » است .
خوش آب : همان « خشاب » است .
خوش مكان : همان « خشوگان » است .
ده كايد « 3 » : يك فرسخ مغربى « برازجان » است .
ده نو : فرسخى بيشتر ميانه جنوب و مغرب « برازجان » است .
رود فارياب : هشت فرسخ مشرقى « برازجان » است .
زيارت : دو فرسخ مغربى « برازجان » است .
سر كره « 4 » : يك فرسخ و نيم ميانه جنوب و مغرب « برازجان » است و هندوانه ديمى « سركوه »
هامش
( 1 ) . ر ك : تاريخ و جغرافياى برازجان ، ج 1 ، ص 135 تا 165 .
( 2 ) . ( احشام حسن ) ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 298 .
( 3 ) . ( ده قايد ) ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 298 .
( 4 ) . ( سرخره ) ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 298 .