تسلى شيرازى « 1 » : نامش رجبعلى ، شغلش مذهبى ، يعنى تذهيب اوراق مىنمود :
« تسلى » گر دمى خواهى به كام خويش دوران را * ترا افلاك ديگر بايد و سيارهء ديگر
تمنا شيرازى « 2 » : نامش ميرزا ابو الحسن دست غيب ، شرح حالش در محله اسحق بيگ گذشت .
توحيد شيرازى « 3 » : نام شريفش ميرزا اسماعيل ، در محله سرباغ گفته شد .
توحيد شيرازى
ميرزا جانى : عم حقيقى نگارنده فارسنامه ناصرى ، در محله بازار مرغ گفته شد .
ميرزا جلال طبيب « 4 » : معاصر شاه شجاع مظفرى بود :
هامش
( 1 ) . از نظر ترتيب اين نام مىبايد پيش از ( تمكين ) ذكر مىشد . هدايت در مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 184 ، مطالب فوق را به اضافه بيت زير از او آورده است :ترك جان گفتم و فارغ شدم از زارى دل * نشد آسانتر از اين چارهء بيمارى دلو رجوع شود به تذكره نصر آبادى ، ص 258 ، كه از ( تسلى ) ديگرى كه شيرازى بود و نامش ابراهيم و قمچى بافى مىكرد سخن رفته است .
( 2 ) . ر ك : دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 2 ، ص 48 .
( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 360 .
( 4 ) . ر ك : آتشكده آذر ، ص 224 .