در اواخر سال 1188 : نواب وكيل براى تسخير بصره كه اعظم بلاد عثمانى است ، صادق خان برادر خود را با سى هزار نفر لشكر مأمور فرمود و چون سپاه ظفرپناه در كنار شط العرب نزول نمود ، بناى ساختن زنجير و مهيا داشتن باقى آلات جسر گذاشتند « 1 » .
و در بهار سال 1189 : شروع به بستن جسر نمودند ، طايفهء منتفج « 2 » و عسكر رومى و قراولان دولت انگليس ، با چندين كشتى و توپ در شط العرب در برابر اردوى ايرانى آمده بناى جنگ را گذاشتند و سپاه ايرانى داد مردانگى را داده ، ده هزار نفر سپاه رومى و قراولان انگليسى و چندين هزار عرب منتفج را شكست دادند و دوهزار نفر بختيارى از شط العرب گذشته ، مشغول ساختن جسر شدند و در هيجده « 3 » روز جسر را تمام نموده ، عبور كرده ، بصره را محاصره نمودند ، چون اين اخبار به قسطنطنيه « 4 » رسيد ، جماعتى از پاشايان دياربكر و وان و موصل را روانه بغداد نمودند و برحسب خواهش نواب وكيل ، عمرپاشا را كشتند و رسولى را به شيراز فرستادند كه برحسب خواهش پادشاه ايران ، عمر پاشا را كشتند و باعث معاندت را برداشتند و اين واقعه موجب قوت دولت ايران و ضعف خصم گرديد و نواب وكيل ايلچى را مورد عنايت ساخته به وعدههاى خوشآيند ، مشغول فرمود و به اتمام و انجام تدابير خويش پرداخت و هر روزه مدد و تدارك براى صادق خان روانه بصره مىنمود ، مدت محاصره بصره از سيزده ماه گذشت « 5 » و سال به آخر آمد .
و سنه 1190 : دررسيد و در اين سال معادل دوازده هزار نفر از « 6 » جماعت خوارج عمان و مسقط با كشتيهاى جنگى به حمايت اهل بصره آمدند و نزديك به پنج ماه بر روى آب توقف كرده ، هر روزه در برابر اردو آمده ، جنگ مىنمودند و عاقبت شكست يافته ، از پى كار خود رفتند .
و در بهار اين سال : ( 1190 ) : سليمان آقاى متسلم بصره « 7 » جماعتى را به استيمان فرستاد ، امان خواستند و نواب صادق خان مسئول او را اجابت كرد و روز ديگر شهر بصره را به تصرف دادند و نواب معزى اليه ، بعد از اين فتح ، چهار ماه در بصره توقف نمود ، پس به فرمان نواب وكيل ، على محمد خان زند به جاى خود در بصره گذاشت و با سليمان آقا متسلم و اعيان بصره ، عود به شيراز جنتطراز نمود .
و على محمد خان « 8 » والى بصره در سال 1191 : براى تنبيه طايفهء منتفج « 9 » ، از بصره حركت نمود و مشايخ منتفج ، چند نفر از ريشسفيدان خود را به شفاعت روانه داشتند و تعهد رسانيدن
هامش
( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 120 .
( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 121 . در گيتىگشا ، ص 192 ، اين نام : ( منقح ) آمده .
( 3 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 121 : ( هفده روز ) .
( 4 ) . در متن : ( قسطنتنيه ) كه همان استانبول است .
( 5 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 207 .
( 6 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 208 .
( 7 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 208 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 121 .
( 8 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 211 .
( 9 ) . در گيتىگشا ، ص 212 : ( منقح ) ، اما در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 121 : ( منتفج ) است .