965 مورد عنايت شاهانه شده ، حكومت استراباد به او شفقت گرديد . « 1 »
و در اواخر همين سال [ 965 ] : در جنگ با تركمانان اوخال « 2 » كشته گشته به روضه رضوان خراميد و سابقا نگاشته شد كه حضرت همايون پادشاه هندوستان در زمان توقف در ايران وعده داده بود كه مملكت قندهار را ضميمه ممالك ايران نمايد و اين وعده به وقوع نرسيد كه همايون پادشاه وفات يافت « 3 » و حضرت جلال الدين پادشاه به جاى او نشست بنابر وعده همايونى ،
در سال 966 : حكم مطاع صادر شد كه على سلطان تاتى اوغلى ذو القدر فرمانفرماى مملكت فارس « 4 » ، با سپاه ذو القدر و فارس از راه كرمان به سيستان رفته در خدمت شاهزاده سلطان - حسين ميرزا پسر نواب شاهزاده بهرام ميرزا حاكم سيستان با سپاه سيستانى رفته ، نواحى قندهار را مسخر نمايند امتثالا للامر ، اطاعت كرده ، از شيراز تا قندهار بشتافت و چون قلعه قندهار را محاصره نمودند گلوله تفنگى به على سلطان تاتى اوغلى حاكم فارس رسيده ، زندگانى را بدرود نمود ، پسر بزرگ او شاه ولى سلطان ، پاى مردانگى را فشرده ، قلعه قندهار ، را گشود پس سپاه پدر را برداشته به مشهد مقدس آمد و چون اين اخبار به مسامع جلال رسيد ، قندهار را ضميمه مملكت سيستان فرموده ، به شاهزاده سلطان حسين ميرزا واگذار فرمود كه نواب بديع الزمان ميرزا برادر كوچك او در سيستان توقف كند و سلطان حسين ميرزا در قندهار ، رايت اقتدار افرازد .
بعد از سنه يونتئيل اين سال [ 966 ] : پادشاه جمجاه جز در خطه قزوين قشلاق نفرمود و بر آبادى شهر و بازار و كاروانسرا و حمام و مساجد و عمارات شاهى و بساتين ديوانى افزود « 5 » و قاضى محمد رازى در آن اوان قطعهاى در برابر قطعه كمال الدين اصفهانى گفته ، به عرض رسانيده ، مورد عنايت گرديد و قطعه كمالى اين است :
قطعه :
چار شهراند عراق از پى تخمين گفتم * طول و عرضش صد در صد بود و كم نبود
اصفهان نصف جهان است و در اين نيست شكى * كه در اقليم چنان شهر معظم نبود
همدان جاى شهان از قبل آب و هواست * كه در آفاق چنان بقعهء خرم نبود
قم به نسبت كم از آنهاست و ليكن گفتم * نيك نيك ارچه نباشد بد بد هم نبود
معدن مردمى و كان سخا ، شاه بلاد * رى بود رى كه چو وى در همه عالم نبود
و قطعه قاضى محمد اين است :
چار بودند در اطراف عراق اى شه دين * شهرهائى كه نشستنگه شاهان بودند
اصفهان آنكه ورا نصف جهان مىگفتند * عدل عمال شه او را ز جهان افزودند
همدان آنكه على شكر و يارانش در او * به زر و سيم بهين چتر و وثاق اندودند
قم كه جز شيعه حيدر نبود ساكن او * سبب آن است كه خاك فرجش فرمودند
شاه افزود « 6 » بر اين چار بلد قزوين را * كاهل تاريخ چنين نعت دگر نشنودند
هامش
( 1 ) . نظام ايالات در دوره صفويه ، ص 64 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 393 .
( 2 ) . در احسن التواريخ ، روملو ، ص 404 ، در جنگ با ( اباى تركمان ) كشته مىشود . و در عالمآراى عباسى ، ص 109 :
( اياى اوخلو ) ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 494 : ( تركمان اوخلو ) .
( 3 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 393 در ذكر وقايع سال 963 .
( 4 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، صb176 ،a187 ، به نقل از حاشيه 245 ، نظام ايالات در دوره صفويه .
( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 110 ، در خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 399 ، در ذكر وقايع سال 965 .
( 6 ) . در متن : ( افزور ) ، متن ماخوذ از خلاصة التواريخ است ، ج 1 ، ص 399 .