بينائى ، عارى گردانيد و در چهاردهم ماه ربيع الاول همين سال مغضوب پادشاه گرديد و حكومت فارس و اتابكى شاهزاده عالميان سليمان ميرزا والى شيراز به على سلطان تاتى اوغلى ذو القدر ، مفوض گشته ، على سلطان روانه فارس گرديد . « 1 »
در همين سال [ 962 ] : پادشاه بىهمال شهر قزوين را كه در وسط ممالك محروسه است دار السلطنه قرار فرمود و اثاثه « 2 » سلطنت را از شهر تبريز به شهر قزوين رسانيدند و در ماه ذى الحجه اين سال ، تشريففرماى خطه قزوين شدند . « 3 »
و عيد نوروز سنه لوىئيل سال 963 : بيست و هشتم ماه ربيع الثانى را در شهر قزوين به عشرت گذرانيد و پادشاه حميدهخصال ، حكم فرمود كه تمامت امرا و اعيان ممالك محروسه از جميع مناهى شرعيه ، توبه كرده ، مؤكد به قسم نمايند و احكام مطاعه به تمامى بلاد فرستادند « 4 » چنان كه گفتهاند :
سلطان كشور دين طهماسب شاه عادل * سوگند داد و توبه خيل سپاه دين را
تاريخ توبه دادن شد توبة نصوحا * سر الهى است اين منكر مباش اين را « 5 »
و چون شاهزاده عالميان اسمعيل ميرزا در سال گذشته ، به فرمانروائى مملكت خراسان سرافراز گرديد « 6 » ، بعد از ورود به شهر هرات ، بعضى از مردم نادان ، آن شاهزاده را به خيال باطل انداختند كه وقت آن است [ كه ] حضرت جمجاهى در گوشهاى نشسته ، به عبادت ايزد متعال مشغول گردد و دنيا را گذاشته ، در تحصيل آخرت باشد چون اين اخبار از روزنامهنويسان خراسان به مسامع عز و جلال رسيد ، شاهزاده اسمعيل ميرزا را از هرات احضار فرموده ، در قلعه قهقهه آذربايجان محبوس گرديد « 7 » و شاهزاد عالميان ، سلطان محمد ميرزا به حكمرانى خراسان سرافراز آمد .
در همين سال [ 963 ] : شاهزاده سلطان سليمان ميرزا كه بعد از تولد در نخجوان به ابراهيم خان ذو القدر سپرده ، به شيراز برده بود و بعد از عزل ابراهيم خان به على سلطان - تاتى اوغلى ذو القدر سپرده بودند بعد از چهار سال توقف در شيراز به درگاه معلى آورده به لقب خادمباشى روضه مقدسه رضويه على صاحبها الف ثناء و تحيه سرافراز گشته « 8 » به مصاحبت چرنداب سلطان شاملو ، روانه مشهد مقدس گرديد كه سلطان ابراهيم ميرزا پسر شاهزاده بهرام ميرزا ، والى مشهد مقدس او را محافظت و تربيت نمايد .
و ابراهيم خان ذو القدر كه مدتى مغضوب درگاه جمجاهى بود ، در سنه يونتئيل « 9 » سال
هامش
( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 102 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 377 .
( 2 ) . در متن : ( اساسه ) .
( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 102 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 378 .
( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 103 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 386 .
( 5 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 122 .
( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 102 .
( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 105 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 388 .
( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 103 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 391 .
( 9 ) . ( تركى ) : سال اسب .