ميانه اهل شيراز به قبر شاه شجاع معروف گشته است « 1 » و شاه شجاع قوه حافظهاى داشته كه هفت هشت شعر عربى را به يك شنيدن بر خاطر مىگماشت و از مراتب فنون علميهء عقليه و نقليه مهارتى تمام داشت و شعر فارسى و عربى بسيار گفته است « 2 » و اين رباعى از او معروف است :
جان در طلب وصل تو شيدائى شد * دل در خم گيسوى تو سودائى شد
اندر طلب وصال تو گرد جهان * بيچاره دلم بگشت و هر جائى شد
در حبيب السير نوشته است « 3 » : شاه شجاع را نسبت به خواجه عماد الدين فقيه كرمانى ، اعتقادى عظيم بوده و خواجه را گربهاى بود كه در نماز با او موافقت مىنمود و شاه شجاع اين معنى را حمل بر كرامت خواجه عماد الدين مىنمود و خواجه شمس الدين محمد حافظ ، عليه الرحمه اين غزل را در آن مقام فرموده است :
صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقهباز كرد
بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
ساقى بيا كه شاهد رعناى صوفيان * آمد دگر به جلوه و آهنگ ناز كرد
اى دل بيا كه ما به پناه خدا رويم * از آنچه آستين كوته و دست دراز كرد
اى كبك خوشخرام كجا مىروى بايست * غره مشو كه گربه عابد نماز كرد
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد
حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهد و ريا بىنياز كرد
و شاه شجاع را با جناب خواجه صفائى نبود و چون بيت :
گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد * واى اگر از پس امروز بود فردائى « 4 »
از خواجه به عرض شاه شجاع رسيد ، گفت : از مضمون اين بيت دانسته مىشود كه جناب خواجه را اعتقاد به روز قيامت نيست و پارهاى از فقها نوشتند كه شك در وقوع قيامت كفر است و خواجه حافظ مضطرب « 5 » گشته خدمت مولانا زين الدين ابو بكر [ تايبادى ] « 6 » كه براى سفر حج در شيراز توقف داشت ، رسيده ، كيفيت قصه بدانديشان را بيان نمود ، مولانا فرمود كه مناسب آن است بيت ديگرى پيش از اين بگوئى كه فلان چنين مىگفت تا به مقتضاى آنكه نقل كلمه كفر ، كفر نيست ، خلاصى يا بى . خواجه عليه الرحمه اين فرد را فرموده و پيش از آن مقطع مندرج ساخت :
اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت * [ بر ] در ميكدهاى با دف و نى ترسائى
[ وقايع فارس در روزگار سلطان زين العابدين ]
و برحسب وصيت شاه شجاع ، خلف الصدقش سلطان زين العابدين بر اريكه سلطنت قرار گرفت و اهل اصفهان به پادشاهى شاه يحيى برادرزاده شاه شجاع راضى گشته ، او را از يزد خواستند و چون وارد اصفهان شد ، اعيان و امرا او را بر تخت مملكت نشانيدند و چند ماهى
هامش
( 1 ) . از طرف انجمن آثار ملى در سالهاى اخير گنبدى با كاشيهاى معرق بر اين آرامگاه ساخته شد .
( 2 ) . درباره شعر و شاعرى شاه شجاع رجوع شود به تاريخ ادبيات ايران ، صفا ، جلد سوم ، بخش دوم ، ص 1089 .
( 3 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 315 .
( 4 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 315 .
( 5 ) . در متن : ( مضصرب ) .
( 6 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 316 .