عرب بترند ايشان آمدند و در پادشاهى « پارس » فساد كردند و مردمان را كشتند و من آهنگ ايشان خواهم كردن « 1 » . . . پس برفت و به كار پادشاهى « پارس » شد و بر آن عرب تاخت كرد كه آنجا آمده بودند از بحرين سوى دريا و آن شهرهاى پارس گرفته بودند ايشان را همه بكشت و كس را زنده نگذاشت . . . « 2 » پس به سواد عراق آمد و به پارس آمد و شهرى آنجا بنا كرد و آن را بشاپور نام كرد . » « 3 »
در روزگار يزدگرد گناهكار نيز دلاوران ايرانى كه داوطلب پرورش بهرام گور بودند در پارس گرد آمدند :
بزرگان چو در پارس گرد آمدند * بر تاجور يزدگرد آمدند « 4 »
ز رومى و هندى و از پارسى * نجومى وگر مردم هندسى « 5 »
و چون يزدگرد درگذشت او را در دخمهاى در پارس به خاك سپردند « 6 » و بار ديگر بزرگان براى تعيين جانشين يزدگرد در پارس انجمنى آراستند . ثعالبى اين محل را مدائن نوشته است ( ص 26 شاهنامه ثعالبى ) :
جهانى پرآشوب شد سربسر * چو از تخت گم شد سر تاجور
به ايران رد و موبد و پهلوان * هرآنكس كه بودند روشن روان
بدين كار در پارس گرد آمدند * بسى زين نشان داستانها زدند
كه اين تاج شاهى سزاوار كيست * ببينيد تا از در كار كيست « 7 »
بلعمى همانند ثعالبى كه پايتخت يزدگرد را « مدائن » مىداند « 8 » در ذكر پادشاهى وى آورده است كه : « يزدگرد از مدائن به پارس رفت و از پارس به جرجان و قصد خراسان كرد و بهر شهرى كه برسيد ستم مىافزود . » « 9 » در مجمل التواريخ آمده است كه « به طوس خوراسان اسبى خنگ پيدا شد لگدى زدش و بكشت » « 10 » اما ثعالبى محل مرگ يزدگرد را جرجان مىداند « 11 » چون بهرام گور به پادشاهى نشست از پارس به پيكار با خاقان ترك به آذربايجان رونهاد :
چو از پارس لشكر فراوان ببرد * چنين بود راى بزرگان و خرد « 12 »
در دوره پيروز از پارس سوفزا ( : سوخرا ، سوفرا ) برخاست كه پيروز او را به دستورى .
بلاش برگزيد :
هامش
( 1 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به تصحيح محمد جواد مشكور ، ص 101 .
( 2 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به تصحيح محمد جواد مشكور ، ص 102 .
( 3 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به تصحيح محمد جواد مشكور ، ص 103 .
( 4 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 267 ، بيت 66 ، چاپ مسكو ، 1968 .
( 5 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 268 ، بيت 70 ، چاپ مسكو ، 1968 .
( 6 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 285 ، بيت 375 ، چاپ مسكو ، 1968 .
( 7 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 286 ، بيت 396 ، چاپ مسكو ، 1968 .
( 8 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به اهتمام دكتر مشكور ، ص 116 و 109 .
( 9 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به اهتمام دكتر مشكور ، ص 109 .
( 10 ) . ؟ ، مجمل التواريخ و القصص ، به تصحيح ملك الشعراء بهار ، ص 68 و 69 ، تهران ، 1318 .
( 11 ) . ثعالبى ، غرر ، ترجمه فارسى : شاهنامه ثعالبى ، ص 261 .
( 12 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 388 ، بيت 1456 ، چاپ مسكو ، 1968 .