بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
تعالى اللّه خالق كلّ شى * و جل اللّه رازق كلّ حىّ
قادر خدائى و لطيف رهنمائى كه كلّه ازرق و رواق معلّق را وراء نواظر بينندگان حجاب عالم غيب گردانيد تا بلعجبان « 1 » تقدير از پس پردهء تصوير عجائب ملكوت نمايند و بساط اغبر و فرش مكّدر را عرصهء عالم « 2 » شهادت تا مقامران شب و روز بكعبتين ساعات بر وى اظهار لعبهاء غريب و بازيهاء « 3 » عجيب كنند و فضاء اين كلّه و بساط را ميدان قضا تاوشاقان « 4 » سراى قدر در وى تازند « 5 » و بچوگان ارادت گوى حوادث بازند ، « 6 » هم حواس را از مشاهدهء كيفيّت حضرت ربوبيّت راه بسته ، هم عقول را از ادراك اسرار ملكوت خاطر خسته ، هم اوهام را در طلب حقايق كنه عزت او شراك نعل گسسته ، فيض فضلش هرلحظه فوجى را از دروازهء بغداد وجود درآورده كه
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ ،
عين عدلش هر ساعت جوقى « 7 » بباديهء فنا فرو برده كه يحكم ما يريد ، نظر لطفش گاه بندهء را از حضيض ذلت بر ذروهء عزّت كشيده كه
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
، اثر قهرش گاه بندهء را از اوج حشمت به خاك محنت افكنده كه
وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ
، گاه مقاليد ممالك اقاليم در قبضهء « 8 » مكنت بنده نهاده و دست تصرّف او در حل و عقد عالمى مطلق گردانيده كه
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ،
گاه بندهء را از سرير سلطنت و مسند عزت و كبريا برگرفته و در مهامه سرگشته و حيران كرده كه
وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ،
آيهء سيزدهم و چهاردهم از سورهء يونس از سرّ اين صنع و رمز اين مشيّت خبر ميدهد كه « 9 »
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ . ثُمَّ
هامش
( 1 ) - چ : بو العجبان .
( 2 ) - م : ( عالم ) ندارد .
( 3 ) - چ ، ن : بازيهاي .
( 4 ) - پسر ساده و غلام مقبول .
( 5 ) - ق ، م : مىتازند .
( 6 ) - ق ، م : ميبازند .
( 7 ) - جوقه جوق معرّب جوخ است و بمعنى فوج ( فرهنگ رشيدى ) .
( 8 ) - چ : مكنت قبضه .
( 9 ) - ق : ( كه ) ندارد .