نموده و هرچند او بكمال هنرمندى و فرزانگى از وصايت باقامت شرايط اين كار مستغنى است اما على الرّسم فى مثله ميفرماييم تا آن رعايا كه ودايع ايزداند نيكو دارند و همهء خطاهاى نامتوجّه و قصدهاى ناواجب ازيشان زايل و منقطع گرداند و حرمت مشايخ و اهل صلاح موفور شناسد و مفسدان و متعدّيان را مزجور و مقهور كند و نوّاب شايسته و كوتاهدست گمارد و حقوق و رسوم شحنگى بوقت طلب كند و در آن باب از قرار متقدّم نگذرد و رسم محدث ننهد و هر سلارى و مقدّمى را بخانهها و اتباع خويش كه بديشان منسوب و موصوف بوده باشد آن چراخور و آبشخور مأوى دهد و نگذارد كه بغصبيت و وحشت مشغول باشد .
فرمان چنانست كه جماعت امرا و سالاران و مقدّمان تركمانان گرگان و نواحى آن بجملگى اعزّهم اللّه در مهمات و مصالح رجوع با جانب برادرى الغ جاندار بكى كنند و ملتمسات خويش بديوان او بازنمايند و از صوابديد او نگذرند و در خدمتى و مهمى كه او را فرماييم متابع او باشند و چنان كه مصلحت بينند بدان مشغول گردند و رسوم شحنگان برقرار گذشته بنوّاب او مىرسانند و حقوق مراعى بر آن جملت كه مقرّرست بنايب او مىگذارند و در كلّ احوال طريق رعيتى و انقياد سپرند تا مستحقّ مزيد انعام و اشفاق گردند ان شاء اللّه تعالى .
32 - منشور در معنى احتساب مازندران
تقديم مصالح دينى و تشييد قواعد شرعى از موجبات ثبات دولت و دواعى بسطت مملكتست و نيكوترين خيرات و پسنديدهترين مساعى در مهمات آنست كه منافع آن شامل باشد و هركس از اصناف خلايق و طبقات آدميان از آن نصيب يابند و آثار آن منتشر شود و بركات آن متواصل و متشايع گردد و شغل احتساب ازين جملتست كه اساس آن بر امر معروف و نهى منكرست و فوايد اين معنى كافّهء خلق را شامل گردد و همگنان از آن بهره گيرند ، و چون خواجهء امام اوحد الدّين احسن اللّه توفيقه بعفت و سداد طريقت و حسن سيرت و عقيدت موصوف و معروفست و بدانش رسوم شرعيات و