تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ملوك سلاطين سلف كه آباء و اجداد ما بوده‌اند قدّس اللّه ارواحهم و جملگى عادات و حالات ايشان پسنديده و ستوده بودست و آثار حميد ايشان مخلد و مؤبّد خواهد بود ، الى أن يرث اللّه الأرض و من عليها و هو
خَيْرُ الْوارِثِينَ
، و اختيار و انتخاب ما عدل و احسانست كه منافع آن اصناف خلايق و حيوانات را از انام و انعام و دواب و هوام و طايرات و سانحات حتى الجراد و النمل شاملست و هر يك را از آن برحسب نظرت و قدرت و قضيت قضا و قدر بارى تعالى حظى و نصيبى ظاهر ، و اوّل قاعدهء جهاندارى افاضت عدلست پس اشاعت احسان كه رعايا و زيردستان تا از معرّت ظلم و عاديت عدوان امان نيابند طلب رزق و اعداد اسباب معيشت نتوانند كرد و اثر احسان بعد از تمهيد اساس عدل بر احوال ايشان پديد آيد و معتقد ما آنست كه فيض عدل در ميان خلق بجايگاهى مىبايد رسانيدن كه جملگى فقرا و ضعفا از صدقات اغنيا و اقويا ايمن توانند بود و گماشتگان و حشم و خدم چنان منزجر و منتبه باشند كه در مدارج و معابر هيچ ضعيف را ازيشان فزع آسيب و رنج نباشد و از قوائم خيل مفرّ و مهرب نيابند چنان كه در قرآن مجيد كلام ربّ العزّه مىآيد :
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
. و مستحق‌ترين رعايا به نظر عنايت و ارعاء و اختصاص فرمودن بعاطفت و رأفت اهل برّ و مقيمان صحرااند كه از آبادانى دور باشند و اخبار سرّاء و ضرّاء كه ايشان را پيش آيد ديرتر بدرگاه رسد و متاجر و مكاسب ايشان سبب كثرت نعمت و فراغت و انتفاع و استمتاع اهل عصرست و خاص و عام در آن خيرات و بركات مقاسم و مساهم . بر مقتضى اين مقدّمه رأى چنين ديد كه شحنگى و تيمارداشت خيول امراء و سالاران تركمان گرگان و مضافات و نواحى آن امير اسفهسلار اجلّ كبير مظفر منصور برادر شمس الملة اينانج بلكا الغ جاندار بك ادام اللّه تأييده را فرموديم با آنكه در لشكر داشتن و رعيت نواختن عرقى نزّاع است و بمنصبى سنى انتصاب دارد ، تربيت در كنف رعايت ما يافتست و باخلاق و عادات ما متخلق و مترشّح شده و در استجماع مآثر و مفاخر و معرفت معانى و معالى و وقوف بر دقايق سيادت از اقران خويش خصل سبق ربوده و شواهد و براهين استحقاق و تقدّم و تفوّق