و اذلال اولياء و اعداء ما متظاهرتر مىشود از آن دانسته مىآيد كه همواره همت بر ابتغاء مرضات او عزّ و علا مقصور داريم و اعتصام در حال هر حركت و مقام و طلب هر مقصود و مرام بحول و قوّت او كنيم و در استنجاح آمال و امانى دوجهانى مدد از فضل عميم و صنع لطيف او خواهيم و معطى و منعم و مكافى و مجازى بر حسنات و سيئات او را دانيم و استبقاء دولت و استدامت آن از نتايج و ثمرات مواظبت بر شكر و حمد او تبارك و تعالى شناسيم ، و شكر نعمت ايزدى را طرايقست و ابواب ، نيكوترين آن رعايت حقوقست كه اساس دولت بدان ممهد ماند و عرصهء ملك از آن اتساع گيرد و اسباب پادشاهى و رايات جهاندارى بدان ساخته و افراخته باشد . و پوشيده نيست كه امير اسفهسلار اجل فرزند اعزّ ابو بكر بن عماد الدين را ادام اللّه تأييدهما در دولت قاهره چه وسايل و سوابق ذمم و حقوقست كه اهمال رعايت آن جايز داشته نيايد و از اين جهت همواره او را به نظر لطف عاطفت و رأفت مخصوص داشتهايم و رتبت و منزلت از مراتب و منازل اقران او كه اولياء دولتند بر گذشته و شرف ادراج در عداد اعزّهء اولاد كرامت كرده و پيوسته جناح عواطف ما بر احوال او حاضرا و غائبا مبسوط بوده است و مقصود او از عوارف ما بنجاح موصول ، و اگر پيش ازين بسبب اشفاق شامل كه در حق او باشد و عنايت كامل كه در باب او داريم عتابى فرموديم و از جهت ظلامات رعايا خطابى مىرفت غرض از آن اقامت مراسم عدل بود كه جهاندار از آفريدگار بدان مأمورست حيث قال عزّ من قائل :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى
، و ديگرجاى مىگويد :
وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ
، و نيز مىخواستيم كه او را ازين تبعات تمحيصى حاصل آيد و ذكر جميل منتشر گردد اكنون اين حفاوت و شفقت كه بر فرزند اعزّ علاء الدوله و الدّين بود از سر تازه گشت و معوّل و اعتماد بر خصال حميد و شيم مرضى و كمال فطنت و حسن طريقت او در التزام مناهج عبوديت مضاعف شد و محلّ و درجهء او از آنچه معهود بود ترقى گرفت و على مرور الأيام نصيب او از انعام در تزايد خواهد بود و مكان و مقام او پيش تخت در ارتقاء و اعتلاء و هرچه پيش ازين باسم او فرمودهايم و بوى تعلق داشتست از اقطاع و ايجاب بر موجب مشروع