يك منزل پيشتر روانه شود و خود نيز سپاه فارس را برداشته به جانب همدان روانه گرديد .
اما چون اسفندياربيگ توپخانه را پيشتر برداشته مىآمد تا به اصفهان رسيد و جاسوسان خبر آمدن توپخانه را به اصفهان به خدمت نواب اشرف عرض نمودند ؛ آن حضرت فرمودند كه يك مرد مىخواهم كه رفته توپخانه را از دست اسفندياربيگ گرفته به درگاه جهانپناه حاضر سازد .
الياسبيگ رفت كه قدم پيش گذارد ، سلطان ابراهيم ميرزا برخاسته عرض نمود كه هر گاه بنده را نواب اشرف مرخص كنند ؛ رفته توپخانه را به درگاه فلك - احترام حاضر سازم .
نواب خاقان سليمانشان ديد كه الياس بيگ حركت كرد ؛ به سلطان ابراهيم ميرزا فرمود كه هزار و پانصد نفر برداشته به اتفاق الياس بيگ روانه شويد . چون روانه شدند ، تا رسيدن ايشان توپخانه به جرفادقان رسيده بود
اتفاقا در آن روز كه توپخانه به جرفادقان روانه مىشد ؛ حاكم آنجا اسفنديار بيگ را [ به ] ضيافت طلبيد . پس اسفنديار بيگ فرمود كه توپخانه روانه شود كه ما از عقب خواهيم رسيد و از قشون خود هزار كس را نگاه داشته باقى را روانه نمود و فرمود كه توپخانه [ را ] هموار ببرند و ايشان از هيچ طرف واهمه نداشتند ، سبب آن كه ميان [ 48 ] ولايت ايشان بود .
اما چون اسفنديار بيگ آن شب در آنجا [ ماند ] روز ديگر سوار شده يك منزل رفتند توپخانه آن روز به منزل نرسيد . اسفنديار بيگ گفت خواهند رسيد .
منزل دويم و سيوم نيز پيدا نشدند و در منزل چهارم وقت مناجات بود كه سلطان ابراهيم ميرزا و الياس بيگ و سپاه ، دور توپخانه [ را ] در ميان گرفته جنگ درگرفت و بسيارى از سپاه تركمان را به قتل رسانيدند و توپخانه را با يراق متصرف شده ، شكست بر سپاه تركمان انداختند و چند نفر اين خبر را در چهار فرسخى به
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٧١