تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
خيمها ماننده است بخيمهاى ايشان و ليكن قبيله نه آن قبيله است . و اندر طريقت فترة پيدا آمد لا بلكه يكسره مندرس گشت بحقيقت و پيران كى اين طريقت را دانستند برفتند و اندكىاند برنايان كه بسيرت و طريقت ايشان اقتداء كنند ، ورع برفت و بساط او بر نوشته آمد و طمع اندر دلها قوى شد و بيخ فرو برد و حرمت شريعت از دلها بيرون شد و ناباكى اندر دين قوىترين سببى دانند ، و دست بداشتند تميز كردن ميان حلال و حرام . ترك حرمت و بىحشمتى دين خويش كردند و آسان فراز گرفتند گزاردن عبادتها و نماز و روزه را خوار فراز گرفتند و اسب اندر ميدان غفلت همىتازند و همه ميل گرفتند بحاصل كردن شهوتها و ناباكى بفراگرفتن حرام و نفع خويش نگاه داشتن بدانچه از بازاريان و اصحاب سلطان فرا گيرند و بدين بى حرمتيها فرو نيامدند و بسنده نكردند و اشارت كردند ببرترين حقائق و احوال و دعوى كردند كه ايشان از حدّ بندگى برگذشتند و بحقيقت وصال رسيدند و ايشان قائم‌اند به حق ، حكمهاى وى بر ايشان همىرود و ايشان از آن محواند و بهرچه ايثار كنند و دست بدارند خدايرا عزّ و جلّ با ايشان عتاب نيست و آنچه كنند بر ايشان ملامت نيست و خويشتن از آن همىشمرند كى اسرار احديّت ايشانرا پيدا كردند و ايشانرا صافى گردانيدند از صفات بشريّت و آن حكم از ايشان برخاست و از خويشتن فانى گشتند و باقىاند بانوار صمديّت . گفتار و كردار ايشان نه بايشانست ، و اين غايت بىحرمتى و ترك ادب است . و چون دراز شد اين حال كى در وىايم بدانچه اشاره كردم ببرخى از وى اندرين قصّه و تا بدين غايت زبان نگشادم بانكار ، از رشك برين طريقت كه ياد كنم اهل اين طريقت را ببدى . و يا مخالفى راه يابد كى عيب ايشان آشكارا گرداند از بهر آنك مخالفان اين طايفه را و منكران ايشان را اندر دنيا بلاهاى صعب بود . و چشم همىداشتم كه اين فترت بگذرد و بريده گردد و باصلاح آيد و مگر حق سبحانه و تعالى بفضل خويش بيدارى پديد آرد آن را كه ازين طريقه برگشت اندر ضايع كردن آداب اينطايفه . و هر روز كار صعب‌تر است . و بيشتر اهل زمانه اندر ديار « 1 » تباهى
هامش
( 1 ) - ظ : ادبار و
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 11 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر