انس [ مالك ] گويد رضى اللّه عنه كه انصار خندق همىكندند [ و ] اين [ شعر ] ميگفتند :
نحن الّذين بايعوا محمّدا * على الجهاد ما بقينا ابدا .
[ پس ] پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 1 » جواب داد [ ايشانرا گفت « 2 » ]
اللّهمّ لا عيش الّا عيش الاخره * فاكرم الانصار و المهاجره .
اين لفظ [ از « 2 » ] پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 1 » بر وزن شعر نيست و ليكن بشعر نزديكست .
و [ بدانك ] سلف بيتها سماع كردهاند بالحان و آنك سماع « 3 » مباح دارد از پيشينگان « 4 » يكى مالك [ بن انس « 2 » ] است و اهل حجاز همه شعر ، بنغمه ، مباح دارند امّا حدا باجماع همه عرب جائز است « 5 » و اخبار و آثار اندر جواز اين شايع است و مستفيض « 6 » .
و روايت كنند از ابن جريج كه او سماع ، رخصت دادى « 7 » ، او را گفتند چون روز قيامت نيكوئيها و زشتيهاى تو بيارند اين سماع از دو ، كدام بود گفت نه اندر زشتى بود و نه اندر نيكوئى يعنى كه اين مباحست « 8 » .
هامش
( 1 ) - مب : عليه السلام .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - اصل : اين .
( 4 ) - مب : از متقدمان و بزرگان سلف .
( 5 ) - مب : فاما حدى اجماعست بر اجازت آن . متن عربى : و اما الحدا فاجماع منهم على اجازته . اما حدا باجماع همه اهل حجاز رواست . اصل : سهو است .
( 6 ) - مب : و اخبار بسيار آمده است و آثار مستفيض است در آن معنى .
( 7 ) - مب : از ابن جراح كى وى رخصت دادى در سماع - اصل : درست است .
( 8 ) - مب : حسنات و سيئآت تو بيارند سماع در كدام جانب باشد گفتى نه در حسنات و نه سيئات يعنى از مباحات بود .