اندر دلم افتاد كه اين عقوبت آنست كه آن پير « 1 » از من خجل شد ، اندر حال ، توبه كردم و ساكن شدم ، راه بما « 2 » نمودند حجّ بكردم و بازآمدم و از آن درويش عذر خواستم .
هامش
( 1 ) - مب : درويش .
( 2 ) - مب : فرا من .
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري