و ننگين روى مىداد و در نيمهء اوّل از قرن پنجم تقريبا هر سال فتنهاى عظيم بدين - علّت در بغداد به پا مىشد و ميانهء سال 440 و 449 حوادث بزرگ اتّفاق افتاد و حنابله مشهد مطهّر كاظمين را ويران كردند و اين امور منجرّ گرديد بقيام بساسيرى و اخراج خليفهء عبّاسى از بغداد ) و درين روزگار قدرت و نفوذ آنها ما بين عوام بسيار بود ، بمخالفت برخاستند و ميانهء آنها و طرفداران اشعرى و مدرّسان و طّلاب مدرسهء نظاميّه كشمكشى واقع شد كه منجرّ بقتل چند تن گشت تا حكومت وقت برنج بسيار اين فتنه را فرونشانيد .
شرح اين حادثه را ابن عساكر در « تبيين كذب المفترى » و سبكى در « طبقات الشافعيّه » و ابن خلّكان در ذيل احوال ابو القاسم قشيرى با نظر موافق و ابن جوزى در « المنتظم ، حوادث 469 » با نظر مخالف و بتفصيل نقل كردهاند و بگفتهء ابن جوزى اشعريان باهل ذمّه پول مىدادند تا در مجالس ابو نصر اظهار اسلام كنند ، هواخواهان ابو نصر از قبيل ابو اسحاق ابراهيم بن على فيروزآبادى ( متوفّى 476 ) و حسين بن محمّد طبرى ( متوفّى 495 ) و ابو بكر محمّد بن احمد شاشى ( متوفّى 507 ) و ابو عبد اللّه حسين بن احمد بقّال بغدادى ( متوفّى 477 ) و ابو المعالى جيلى ( متوفّى 494 ) محضرى متضمّن تأييد ابو نصر و طعن در مذهب حنابله ترتيب دادند و نزد نظام الملك كه در اين هنگام در اصفهان بود فرستادند و او ابو نصر را باصفهان طلبيد و گرامى داشت و بخراسان بازگردانيد ، مردم قزوين و علماء نيشابور هنگام ورودش باستقبال وى رفتند و در قزوين هزار دينار فتوح وى بود .
ابو نصر پس از بازگشت باز هم بدرس امام الحرمين مىرفت و بيشتر اوقات درس حديث مىگفت و پس از وفات امام الحرمين ( سال 478 ) وى در نيشابور رئيس مطلق و مرجع شافعيان گشت ، بقول سبكى در اواخر عمر غالبا بذكر مشغول بود ، محفوظات بسيار داشت و پنجاه هزار بيت از بر كرده بود ، متوفّى چاشتگاه روز جمعه بيست و هشتم جمادى الآخره سال 514 .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 56
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
صمقدمهء مصحح ٥٦