نيشابور و مرو و بلخ ساكن مىشد ، و شاگرد محمّد غزّالى بود و از وى در بغداد فقه آموخت ، متوفّى آخر رمضان سال 546 در بلخ .
17 - فضل بن عبد اللّه بن مندويهء اصفهانى .
سوم - ابو منصور عبد الرحمن ، سومين پسر قشيرى از امّ البنين فاطمه كه مردى زاهد و ورع بود و از پدرش و از ابو عبد اللّه محمّد بن باكويه و عدّهء كثير از محدّثين نيشابور و رى و همدان و عراق روايت مىكرد و كتاب حلية الاولياء تأليف ابو نعيم اصفهانى را بخطّ خود نوشت و در سال 471 ببغداد و مكّه رفت و پس از مرگ مادرش فاطمه ( 480 ) نيشابور را ترك گفت و مجاور مكّه شد ، متولّد صفر سال 420 و متوفّى شعبان سال 482 در مكّه .
چهارم - ابو نصر عبد الرحيم ، اوّلين فرزند قشيرى از دومين زنش كه به صورت همانند پدر بود و نزد وى عربيّت آموخت چندانكه در نظم و نثر بسيار قادر و تيز خاطر گشت و هم از وى علم كلام و تفسير تعليم گرفت و در علوم رياضى خاصه علم حساب امتياز تمام داشت و پس از مرگ پدر بمجلس درس امام الحرمين مىرفت و او را ملازم گرفت تا بر طريقهء او در اصول فقه و علم خلاف احاطه يافت و امام الحرمين در مسائل فقهى كه بعلم حساب مرتبط است از وى استفاده مىكرد و از بسيارى از محدّثين در خراسان و عراق حديث شنيد ، او بسيار فصيح بود و مؤثّر سخن مىگفت و بدين سبب مجالس وعظش شور خاص داشت و پاى منبرش اهل ذمّه مسلمان مىشدند و بدكاران توبه مىكردند ، سمعانى و سبكى چند قطعه از اشعار وى را نقل كردهاند .
ابو نصر بگفتهء اكثر مؤرخين در سال 469 و بنقل ابن جوزى در شوّال آن سال وارد بغداد شد و در مدرسهء نظاميّه و رباط شيخ الشيوخ ابو سعد احمد بن محمّد دوست دادا ( متوفّى 479 ) مجلس مىگفت و مذهب اشعرى را تأييد و عقيدهء مجسّمه و حنبليان را بصراحت و شدّت تمام رد مىكرد . حنبليان كه از اواخر قرن سوم هجرى در بغداد نفوذ فوق العاده داشتند ( و هرچندى ميانهء آنان و شيعهء كرخ حوادث خونين
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 55
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
صمقدمهء مصحح ٥٥