[ ابن عطا گويد صبر ايستادن بود با بلا بحسن ادب و هم او كويد فانى گشتن بود اندر بلوى و اظهار ناكردن شكوى .
ابو عثمان گويد صبّار آن بود كه خوى كرده باشد بمكاره كشيدن « 1 » .
و گفتهاند صبر ايستادن بود با بلا بنيكوئى صحبت همچنانك با عافيت « 2 » ] .
ابو عثمان گويد نيكوترين جزاها كه بندگانرا دهند جزا بود بر صبر كردن و برتر ازان جزا نبود زيرا كه خبر داد اندر كتاب « 3 » و لنجزيّن الّذين صبروا اجرهم باحسن ما كانوا يعملون .
عمرو بن عثمان گويد صبر ايستادن بود « 4 » با خداى و فرا گرفتن بلا [ ء وى ] بخوشى و آسانى .
[ خوّاص گويد صبر ايستادن بود بر كتاب و سنّت « 2 » ] .
يحيى بن معاذ گويد صبر محبّان سختر « 5 » از صبر زاهدان [ وا عجبا چگونه صبر ميكنند « 2 » ] و انشد « 6 » .
الصبر يجمل « 7 » فى المواطن « 8 » كلّها * الّا عليك فانّه لا يجمل « 7 »
[ ذا النون گويد صبر استقامت كردنست بخداى تعالى ] .
هامش
( 1 ) - متن عربى : الصبار هو الذى عود نفسه على هجوم المكاره . صبار كسى است كه خويش را بر پذيره شدن ناخواست خوگر كند .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب - زيرا كه در كلام مجيد گفت .
( 4 ) - مب : ثبات بود .
( 5 ) - مب : سختتر .
( 6 ) - مب : و درين معنى گفتهاند .
( 7 ) - مب : يحمد .
( 8 ) - اصل : المواضع .