جنيد گويد از دنيا بآخرت راهيست آسان « 1 » بر مؤمن [ و هجران خلق در جنب يافتن حق دشوار است « 2 » ] . و از نفس بخداى شدن صعب است و صبر كردن با خداى تعالى صعبتر .
و پرسيدند از وى « 3 » از صبر گفت فرو خوردن تلخيها و روى ترش ناكردن .
علىّ بن ابى طالب گفت عليه السّلام صبر از ايمان بجاى « 4 » سرست از تن .
ابو القاسم حكيم گويد اندر قول خداى عزّ و جلّ و اصبر امر است بعبادت و قوله و ما صبرك الّا باللّه بندگى است « 5 » [ هركه از درجهء كه او را بود بدرجهء شود كه به دو بود ، از درجهء عبادت بدرجهء عبوديّت شده باشد « 6 » ] .
و پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت بك احيا و بك اموت [ زندگانى من به تو است و مرگ من به تو است .
كسى ابو سليمان را پرسيد « 7 » ] از صبر گفت و اللّه كه ما بر آنك دوست داريم صبر نمىكنيم بر آنك كراهيت داريم صبر چگونه كنيم « 8 » .
ذو النّون گويد صبر دور بودن است از مخالفات و آرميدن با خوردن تلخيها و پيدا كردن توانگرى بوقت درويشى « 9 »
هامش
( 1 ) - مب : شدن سلهست .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : و هم جنيد را پرسيدند .
( 4 ) - مب : بمنزلت .
( 5 ) - مب : عبوديت است .
( 6 ) - مب : ندارد . اصل : مطابق متن عربى است .
( 7 ) - مب : ندارد .
( 8 ) - مب : با خداى بر آنك دوست داريم صبر نكنيم بر آنك كراهيت داريم چون كنيم .
( 9 ) - مب : نزديك تجرع تلخيها و توانگرى پيدا كردن آنگه كه درويش گردى . متن عربى :
و اظهار الغنى مع حلول الفقر بساحات المعيشة . و توانگرى بازنمودن آنگاه كه بىچيزى بساحت معيشت فرود آيد .