اللّهمّ يا رب ، رهن مال نزديك خداوندان مال من بودم و تو از ايشان باز ميستانى تو اين وام بگزار هم در ساعت يكى در بكوفت و گفت وام خواهان احمد كجااند و از وام ايشان « 1 » بگزارد پس جان تسليم كرد . وفات وى اندر سنهء اربعين و مأتين بود و احمد خضرويه گويد هيچ خواب نيست گرانتر از شهوت « 2 » و هيچ بندگى نيست سختتر « 3 » از شهوة و اگر نه گرانى غفلت بودى شهوة بر تو ظفر نيافتى .
و از اين طايفه بود ابو الحسن احمد بن احمد بن ابى الحوارى از اهل دمشق بود و صحبت سليمان دارائى « 4 » كرده بود و وفات وى اندر سنهء ثلثين و مأتين بود .
جنيد گويد كه احمد بن الحوارى « 5 » شاهسپرم شاهست « 6 » .
و هم او گفتى هركه به دنيا نگرد به نظر ارادة و دوستى آن ، خداى عزّ و جلّ نور يقين و زهد از دلش بيرون كند .
و هم او گويد كى هر كه عملش بمتابعت سنّت نبود باطل بود .
و از وى همىآيد كى هيچكس « 7 » گريستن نيست فاضلتر از گريستن بنده بر آنچه بر وى فوت شده باشد از وقتهاى او بر ناموافقى .
احمد گويد خداى هيچ بنده را مبتلا نكرد به چيزى سختر از غفلت [ و سختى دل ] .
و از اين طايفه بود ابو حفص عمر بن سلم « 8 » الحدّاد از ديهى بود كه آن را
هامش
( 1 ) - مب : و وام وى همه .
( 2 ) - ظ : غفلت ، تا مطابق متن عربى باشد .
( 3 ) - اصل : بندهتر .
( 4 ) - ظ : بو سليمان دارانى . مب : بو سليمن دارائى .
( 5 ) - ظ : ابى الحوارى .
( 6 ) - ظ : شام است ، تا موافق باشد با متن عربى : ريحانة الشام .
( 7 ) - مب : هيچ .
( 8 ) - متن عربى : مسلمة .