سياحت كردم چندين سال پس با تستر آمدم و شب تا روز قيام كردمى .
نصر بن احمد گويد كه سهل گفت هر عمل كننده كه عمل كند نه باقتدا اگر طاعت بود و اگر معصيت همه راحت نفس بود و هر فعل كى كند باقتدا همه عذاب نفس بود .
و از ايشان بود ابو سليمان عبد الرحمن بن عطيّة الدارانى « 1 » از ديهى از ديههاى دمشق بود وفات او اندر سنهء خمس عشر و مأتين بود .
احمد بن ابى الحوارى گويد كى از ابو سليمان شنيدم كه گفت هركه اندر روز نيكوئى كند اندر شب مكافات يابد و هركه اندر شب نيكوئى كند اندر روز مكافات يابد و هركه بصدق [ از ] شهوتى دست بدارد خداى تعالى شهوة از دلش ببرد و خداى كريمتر از آنست كه [ از ] شهوتى براى او دست بدارى آن دلرا ديگر باره بدان شهوة عذاب كند .
هم از وى روايت كند كى هرگاه كه دوستى دنيا اندر دلى قرار گرفت دوستى آخرة از آن دل برفت .
از جنيد همىآيد كه از ابو سليمان شنيدم كه بسيار بود كه چيزى اندر دلم افتد از نكتهء قوم به چند روز فرا نپذيرم الّا به دو گواه عدل از كتاب و سنّت .
و ابو سليمان گفت فاضلترين كارها خلاف نفس است و هر چيزى را علامتى است و علامت خذلان دست بداشتن گريستن است .
ابو سليمان گويد هر چيزى را زنگارى است و زنگار دل سير به خوردن است .
هم او گويد كى هرچه ترا از خداى باز دارد از اهل و مال و فرزند شوم بود .
ابو سليمان گويد شبى سرد اندر محراب بودم و از سرما آرامم نبود و من يكدست پنهان كردم از سرما و ديگر دست فرا بيرون كرده ، اندر خواب شدم هاتفى مرا آواز داد كه يا با سليمان آنچه روزى اين دست بود كى بيرون كرده بود بوى داديم
هامش
( 1 ) - اصل : الدارائى .