فهرست اشعار فارسى ديگر شاعران ( به ترتيب قوافى )
اينكه مىبينم به بيدارى است يا رب يا به خواب * خويشتن را در چنين نعمت پس از چندان عذاب « 1 »
( هارون ، 212 )
هر آنكس كه او تشنه بر آب مرد * خردمندش از بخردان كى شمرد « 2 »
( هارون ، 143 )
شاهان ملكان جنگ ملكوار كنند * پيكار به زخم تيغ خونبار كنند
تو آمدهاى هيمهء ما مىسوزى * در مطبخ ما زنان همين كار كنند
( مهدى ، 166 - 165 )
نوميد مشو غم مخور و باك مدار * سازندهء كارها بسازد همه كار
( هارون ، 201 )
بدى مكن كه در اين كشتهزار روز جزا * به داس دهر همان بدروى كه مىكارى « 3 »
( معتز ، 101 )
اى طفل دهر گر تو ز پستان حرصوآز * روزى دو شير دولت و اقبال برمكى
در عهد عمر عزّه مشو از كمال حرص * يادآور از زوال بزرگان برمكى
( هارون ، 178 - 177 )
هامش
( 1 ) ( 1 ) . اصل شعر از انورى است :اينكه مىبينيم به بيداريست يا رب يا به خواب * خويشتن را در چنين نعمت پس از چندين عذاب( 2 ) ( 2 ) . اصل شعر از فردوسى است :دلش كور باشد سرش بىخرد * خردمندش از مردمان نشمرد( 3 ) ( 3 ) . اصل شعر از مولوى است :بدى مكن كه در اين كشتزار زود زوال * به داس دهر همان بدروى كه مىكارى( ديوان شمس ، غزليات ، شمارهء 3107 )