سِزد گر كنون كينه خواهيم باز * نيابد از ايشان ز ما كس جواز
برآريدشان مُردگان « 1 » را زِ گور * بسوزيد يكباره از كين و شور »
تن زندگان كردهشان ريز ريز * مجوييد آزرمشان در ستيز « 2 »
به غير از عُمر ابن عبد العزيز * نماندند در گور از آن قوم نيز
650 ز بيش و ز كم هيچ چيز از يزيد * نشانى در آن گور مردم نديد
كز او بود كين جسته پروردگار * چو خاكسترش كرده در گور خوار
پس از زندگان كين كشيدند پاك * از آن قوم كردند بىمرّ هلاك
از ايشان كما بيش صد پور خوار * به نزديك سفّاح بردند زار
بفرمود تا زندهشان استخوان * به تن درشكستند اندر زمان « 3 »
655 فگندندشان بَر سرِ يكدگر * بساطى كشيدند به بالاش بر
بَر او رفت با ويژگان و طعام * بخواست و بخورد و از آن يافت كام
يكى داد جان و يكى خورد نان * ببين تا چِها رفته است در جهان
از اين گر نگيرى به دل اعتبار * برآنم كه بايد شدت شرمسار
شنيدم كه در مهد زرّين درست * بُدند پرورانيدهشان در نخست
660 در آخر جهانشان چنان خوار كرد * كه بر جان بَر اينگونه زنهار خورد
نه آن بودش از مهر و نَه اين زِ كين * جهان راست خود خوى و عادت چنين
از آن قوم عبد اللّهِ پاكرا * كه هشّام « 4 » بودى مَر او را نيا
گريزان زِ دشمن به بَربَر فتاد * وز آنجا سوى اندلس رونهاد
بَر او پادشا شد پس از هفت سال * به شاهى در آنجا برافراخت بال
هامش
( 1 ) ( ب 647 ) . در اصل : برارندشان مردكان .
( 2 ) ( ب 648 - 647 ) . عبد اللّه بن على دستور داد كه از مردگان اموى نبش قبر كنند . قبر معاوية بن ابى سفيان را نبش كردند ، چيزى در آن جز يك خط شبيه به ريسمان نديدند كه آن هم خاكستر بود . قبر عبد الملك بن مروان را نبش كردند فقط جمجمهء او بود . در اغلب گورها جز يك عضو يا استخوان چيزى پيدا نكردند . جز قبر هشام بن عبد الملك كه نعش وى درست بود ، هيچ چيز از او نپوسيده بود ، جز سر بينى او . نعش او را درآوردند ، تازيانه زد و به دار كشيد و بعد سوزانيد و خاكسترش را به باد داد . ( كامل 9 / 62 )
( 3 ) ( ب 654 ) . از كسانى كه كشته شدند ، محمد بن عبد الملك بن مروان ، غمر بن يزيد بن عبد الملك ، عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك ، سعيد بن عبد الملك و ابو عبيدة بن الوليد بن عبد الملك . ( العبر 2 / 211 )
( 4 ) ( ب 662 ) . منظور عبد الرحمان بن معاوية بن هشام بن عبد الملك مروان است . وى مؤسس دولت امويان اندلس بود و در سال 172 هجرى در قرطبه درگذشت .