سپهدارش آمد به پيكار پيش * وز آن كار شد دشمنِ جانِ خويش
615 پس از جنگ در رزمگه شد تباه * به فرمانبرى پيش رفت آن سپاه
امان دادشان ميرِ عبّاسيان * نكوشيد در كارشان در زيان
جهانگير عبد اللّه رزمخواه * نشست اندر آن شهر و بَهرى سپاه
برادرش صالح به جنگِ عدو * به حكمش سوىِ مصر آورد رو
ابو عونِ مروى به پيش اندرش * به مردى همى بُردى آن لشكرش
620 بدان شهر « 1 » رفتند و از روىِ زور * در او يافتند دست در جنگ و شور
همه كشورِ مصر فرمانپذير * شدند آن مهان را پس از داروگير
ز مروان پژوهش در آن بوموبَر * نمودندى ايشان به خشك و به تَر
قتل مروان الحمار و بنى اميّه
سرافراز عامر « 2 » ز گرگانيان * كه از خيلِ بو عون بُدى آن زمان
خبر يافت از وى زِ كارآگهان * كه گشته است در ديهِ « 3 » فرعون نهان
625 بشد با دلاور سوارى هزار * گذر كرد از نيل آن نامدار
به رسمِ شبيخون بَر او تاختن * شبِ تيرهگون برد با انجمن
مَر آن ديه را كبس « 4 » كردند زود * ز هرسوى لشكر نبرد آزمود
چنين تا رسيدند پيش كنشت « 5 » * به ره هركه را هركه مىديد كُشت
چو آمد به پيش كنشت آن « 6 » سپاه * برون رفت مروان و شد رزمخواه
630 همىكرد پيكار تا كشته شد * ز مروانيان بخت برگشته شد « 7 »
هامش
( 1 ) ( ب 620 ) . در اصل : بذ آن شهر .
( 2 ) ( ب 623 ) . طبرى : عامر بن اسماعيل ، العبر : عامر بن اسماعيل حارثى و تاريخ گزيده عامر بن اسماعيل جرجانى آوردهاند .
( 3 ) ( ب 624 ) . در اصل : كه كشتست كه در ديه .
( 4 ) ( ب 627 ) . در اصل : كسس ؟ ؟ ؟ . كبس - هجوم ناگهانى ، محاصره .
( 5 ) ( ب 628 ) . در اصل : بيش ؟ ؟ ؟ .
( 6 ) ( ب 629 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ آن .
( 7 ) ( ب 630 ) . طبرى 11 / 4643 ، راوى گويد : عامر بن اسماعيل برنشست و سوى صالح بن على رفت ، صالح بن على نوشت : به امير مؤمنان ابو العباس ، ما دشمن خداى ، جعدى را تعقيب كرديم تا او را به سرزمين دشمن خدا و -