تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1747

مساهمون:

ص١٧٤٧
خ خار اضطرار از پاى مظلومان برآوردن ، 1222 خاكِ ننگ ، بر فرق نام خود بيختن ، 281 خاك بدعهدى بر فرق . . . پاشيدن ، 512 خاك عار بر فرق روزگار بيختن ، 339 خداوندا نگهدار از زوالش ، 240 خر در ميان گلّه انداختن ، 526 خشك و تر درهم سوختن ، 124 ، 399 ، 539 ، 635 ، 823 ، 1158 خود را . . . در چاه ويل و ثبور انداختن ، 533 د دست از پا خطا كردن ، 514 دست ندامت گزيدن - پشت دست ندامت . . . دشمن را دوست انگاشتن ، 425 دست آرزو به گردن مراد حلقه كردن ، 566 دندان طمع تيز كردن ، 265 دود حيرت به سر برآمدن ، 805 ، 1132 دود بسر برآمدن ، 198 دورنگى و بىسنگى ، 151 دوستان را كجا كند محروم ، 574 دولت آن است كه بىخون دل افتد به كنار ، 590 دولت پشت بر كردن ، 774 ر راستى رستى ، 971 ، 1116 رضوان سر و پا بيرون كردن ، 1294 روباه‌بازىِ سگ نفسى ، 698 روباه‌بازى ، 969 روزگارِ برگشته ، 272 ز ز خشك و ز ترشان برآورده دود - خشك و تر درهم سوختن زهر هلاهل به انديشهء باطل نوشيدن ، 1038 س سپر انداختن ، 772 سر فضولى به ناخن جسارت خاريدن ، 1049 سكندر خوردن ، 1246 سوخته خشك و تر - خشك و تر درهم سوخت ش شاخ گستاخى ثمر نداشت و خسارت بار آورد ، 283 شغال‌وار ، 952 شير شكار كند و طعمهء ديگر جانوران باشد ، 928