امثال ، كنايات و مثلوارههاى فارسى
آ آب بر آتش ريختن ، 1094
آب در غربال ، 283
آب روى ناموس ريختن ، 339
آرى به اتفاق مىتوان جهان گرفت ، 1131
آب تسكين بر آتش صولت و حدّت ريختن ، 292
آب تسكين بر آتش فتنه افشاندن ، 524
آتش چو درگرفت تر و خشك را بسوخت - خشك و تر درهم سوختن
آتش ميوهء زمستان است ، 520
ا از امروز كارى به فردا ممان ، 612
از شاه يك اشارت وز ما به سر دويدن ، 555
از صحبت بد بدتر ، همصحبت بد باشد ، 39
از ندامت گناه خويش زردروى و نامه سياه ، 1047
اقارب چون عقارب ، 719
اگر و مگر سرايد ، 324
اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود ، 1331
انگشت تعجب در دندان ماندن ، 377
انگشت تعجب به دندان گزيدن ، 734
انگشت تعجب در دهان حيرت ماندن ، 1174
اى بسا آرزو كه خاك شده است ، 1319
اينكه مىبينم به بيدارى است يا رب يا به خواب ؟ ، 712
ب با خرطوم فيل بازى كردن ، 1038