مخصوص گردانيد ، تا هركسى راه و چاه خود شناسد و هم در آن مجلس وصيّت فرمود كه بعد از او تخت سلطنت و خانى تعلق به قوم بوزوق داشته باشد و در آن زودى به جوار حق پيوست .
ذكر پادشاهى گن خان
به موجب وصيّت پدر و استصواب اكابر بجاى پدر بر تخت نشست و به امر سلطنت و فرماندهى قيام نمود و با رعيت طريق معدلت و نصفت پيش گرفت و به تدبير ارقيل « 1 » خواجه - كه وزير پدرش بود - كار مىكرد . و او روزى در خلوت با گن خان گفت كه اغوز خان پادشاهى عالى قدر بود و ممالك را ضبط داده ، لشكر بسيار گرد كرد و خزاين بسيار ماند .
نظم
بسى زرّ و مال و بسى چارپاى * ز بهر شما مانده است او بهجاى
برفت او و هرمال و ملكى كه داشت * براى شما شش پسر واگذاشت
و از هريك چهار فرزند شد ، چنانچه بيست و چهار شاهزاده باشند و مبادا كه جهت مال و ملك در ميان ايشان مخالفت پديد شود . اولى آنكه هريك را ، راه و رسمى لايق تعيين نماييم .
نظم
زر و نعمت و گلهها و رمه * بديشان ببخشيم يك سر همه
جدا هريكى را بود يك نشان * چو نام و لقبها و تمغايشان
چو از قسم خود هريك آگه شود * ز جنگ و جفا دست كوته شود
هر آنكس كه از نسل ايشان بزاد * رود هم برين گونه از راه داد
ز ارقيل چون كس شنيد اين سخن * پسنديد گفتار مرد كهن
و او را گفت كه همچنان [ كن كه مقتضاى صواب باشد ] « 2 » و او به حسن تدبير :
هامش
( 1 ) . د 4472 : قبل ؛ د 5339 : ارقل .
( 2 ) . براساس كتاب روضة الصفا ، تصحيح جمشيد كيانفر ، ( جلد هشتم ) تكميل شد .