كوه بند ياران [ ( 1 ) ] مدت چند سال آن طرف [ ( 2 ) ] و نواحى را در ضبط آورد ، تا درون كوهستان بند ياران [ ( 3 ) ] ( را ) و رركى و مياپور [ ( 4 ) ] جمله در تصرف گرفت و اموال بستد ( و ) رانگان [ ( 5 ) ] و مواسات را مالش داد ، و منقاد گردانيد ، تا در شهور سنه ( ست و ) خمسين و ستمائة ضعف بر تن عزيز و قالب لطيف او استيلا يافت ، و مبطون شد ، و از غايت حيا و كثرت شرمسارى ، علت خود با كس [ ( 6 ) ] نگفت [ و مدت ] چند ماه رنج كشيد ، و چون اجل در رسيد ، جان مبارك در [ مهد ] مغفرت با بدرقه ايمان صادق ، به حضرت عزت و قربت جلال فرستاد ، روز يكشنبه بيستم ماه رجب سنه سبع و خمسين و ستمائة ، ملك تعالى سلطان سلاطين [ ( 7 ) ] ناصر الدنيا و الدين را وارث اعمار همه سلاطين و ملوك گرداند [ ( 8 ) ] به حق محمد ( ص ) و آله اجمعين ،
الخامس و العشرون الخاقان المعظم ( الخان الاعظم ) بهاء الحق و الدين ، الغخان [ ( 9 ) ] بلبن السلطانى
خاقان معظم ، الغخان [ ( 9 ) ] اعظم ، از تخمهء خانان البرى با نام بود [ ه اند ] پدر شير خان و پدر سلطان [ ( 10 ) ] از يك مادر و پدر بودهاند [ ( 11 ) ] و پدر ايشان هر دو از نسل خانان البرى بود ، به قدر ده هزار خانه را خان بودند ،
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : بند ياران ، مط : پند ياران ، راورتى گويد : كه در شش نسخه كه اين جمله سه نسخهء آن قديمتر است ( بند ياران ) آمده و در دو نسخه ( پند ياران ) ، و يك نسخه ( بند بالن ) ، و يكى هم ( بنديان ) و ديگرى ( دنايداران ) و يكى هم ( باران ) دارد ، گفته مىتوانم كه جزو اول اين اسم بايد نندى يا ننده باشد ، زيرا ( ننده ديوى ) از قلل شامخه اين بوم است
[ ( 2 ) ] مط : اطراف
[ ( 3 ) ] در اين جا بر خلاف سطر پيشتر در اصل هم بند ياران نوشته شده
[ ( 4 ) ] اصل : زركى و ميانه پور ، مط : دركى و مياپور ، راورتى : در اكثر نسخ دركى ، يا دكى ، در يكى رركى و در ديگرى دوكى ، اما در نظر نويسندهء عاجز ( رركى ) صحت خواهد داشت ، چه آئين اكبرى ( ج 2 - ص 142 ) آن را يكى از محلات سركار سهارنپور صوبهء دهلى مىشمارد
[ ( 5 ) ] مط : رايگان
[ ( 6 ) ] مط : با كسى
[ ( 7 ) ] مط : سلطان السلاطين
[ ( 8 ) ] مط : همه ملوك و سلاطين گرداناد
[ ( 9 ) ] اصل : الوخان
[ ( 10 ) ] اصل : و پدر الوخان
[ ( 11 ) ] مط : بودند