و ناشر و مصحح آن كتاب مرحوم عباس اقبال در ذيل آن چنين نوشتهاند :
« اين حكايت نيز كه قطعا الحاقى است ، شامل چندين غلط تاريخى است ، نه الب ارسلان بكاشغر و بلاساغون لشكر كشيده و نه قايم خليفه بدست روميان اسير شده ، و نه الب ارسلان بعزم نجات او با روميان جنگيده است » مسلم است كه قسم دوم كتاب تاريخ طبرستان ابن اسفنديار نماها الحاقاتيست ، كه بران كتاب بعد از مولف اصلى بستهاند و اين حكايت را نيز از طبقات ناصرى بر ان كتاب بعد از ابن اسفنديار الحاق كردهاند ، فقط درين الحاقات در ص 19 سطر 4 بلاد اسار و جزيره طبع شده ، كه بلا شبهت صورت مطبوع طبقات ناصرى بلاد انبار و جزيره اصح است ، اما آنچه مرحوم عباس اقبال راجع به عدم صحت اصل موضوع حكايت رأى زدهاند ، بايد گفت كه در طبقات ناصرى برخى از روايات يقينا از صحت تاريخى بعيد است ، و اين بعلتى است كه منهاج سراج در وقت نوشتن كتاب از خراسان و كتب خانها در دهلى و بلاد هند دور افتاده و بمنابع موثوق تاريخى دسترسى نداشت ، چنانچه در برخى از موارد خود وى اعتراف كرده و عذر خود را خواسته است .
چون تاريخ طبرستان ابن اسفنديار در ( 613 ه - ) تأليف شده ، و طبقات ناصرى در ( 658 ه - ) بنابر اين ثابت است كه ديگران بعد از ابن اسفنديار آن را بكتاب وى ملحق ساختهاند ، ولى انشاى حكايت اصلا سبك انشاى منهاج سراج است و وى را وى حكايت را نيز نام برده است .
ديگر از كتبى كه دران مطالبى را از طبقات ناصرى در ان اقتباس كردهاند ، بابرنامه يا توزك بابرى است كه در صفحه 178 طبع بمبى 1308 ق عدد لشكريان سلطان شهاب الدين غورى را در هند ازين كتاب گرفته است .
در تاريخ نامه هرات تاليف سيف بن محمد هروى طبع كلكته 1943 م كه در حدود 721 ه - نوشته شده نيز در دو مورد ( ص 70 / 73 ) ز طبقات ناصرى اقتباساتى دارد ، ولى بنام ( تاريخ سراج منهاج ؟ ) ياد شده است ، كه ظاهرا بين نام پدر و پسر اشتباه روى داده است
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 422
مساهمون: عبدالحى حبيبى
ص٤٢٢