تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
شده - داس خود را تيز كرده و به كمر بسته و منتظر درو مانده - و مثل أتسز خوارزمشاه با خود گفته‌اند :
من صبر كنم كه اين فلك كودك خوست * يك ساعت دشمن است و يك ساعت دوست

شمشيربند دستاربند مىشود

يكى از سادات كوهبنان كه صاحب خطّ و معرفت و كمال بوده و رساله‌اى در اوضاع كوهبنان دارد در مورد افشارها مىنويسد : « . . . زمان سلطنت صفويّه ، حكومت كرمان و بلوچستان به مرحوم ولى خان سركردهء طوايف قاسم‌لو افشار مفوّض شد ، او هم از جانب خود ، پسر خود بگتاش خان را با هزار خانوار ايل افشار به حكومت كرمان فرستاد ، او هم بعد از ورود ، به هر بلوك و سرحدى ، چند خانوار از ايل افشار روانه كرده سكنا كردند « 1 » كه به حفظ حدود و سدّ ثغور مشغول باشند ، و خود هم [ يعنى بگتاش خان هم ] زرند و كوهبنان را محل سكنا قرار داده ، بلده و بلوك را منتظم ساخت . . . به حسب امر شاه عباس مبرور ، تعمير مقبرهء حضرت شاه نعمة اللّه ولى نموده ، هرچه مقابر امامزاده در بلوكات كرمان بود مرمت و نوسازى ، و بناهاى خوبى نمود . و به جهت رواج دين ، درويشان را به مدّاحى مولاى متّقيان و امير مؤمنان امر نمود ، و علماى شيعه را قوّت داده ، رسم تقيّه را از ميان برداشت ، و آنچه لازمهء مذهب اثناعشرى بود معمول داشت ، و اهل بدعت را منكوب و مقهور نمود . . . چون بناى سلاطين صفويه به ترويج شريعت مقدّس تعلق تامّى
هامش
( 1 ) - البته چنان كه گفتيم افشارها قبل از آن - حتى زمان شاه اسماعيل - به كرمان انتقال يافته بودند ، منتهى مهاجرت دسته جمعى هزار خانوار ، چنان مىنمايد كه مربوط به همين عصر ولى خان بوده باشد و رسميت يافتن اقطاع افشار هم مربوط به همين زمان .