[ سال 1138 ه ]
در شب هفدهم شهر محرم 1138 « 1 » بندگان طهماسب قلى خان ، كس فرستاده ، پيرمحمد بيگ را حاضر ساخته ، و نظر به اينكه ملك محمود بعد از غروب آفتاب پيرمحمد بيك را به سبب اعتمادى كه به او داشت - مأمور نموده بود كه كليد دروازهها را از دروازهبانان بازيافت نموده ، در فراشخانه نزد خود نگاه داشته ، صبح به صبح تسليم دروازهبانان مىنمود .
در شبى كه بندگان طهماسب قلى خان ، پيرمحمد بيگ را مستحضر نموده بود ، مومى اليه كليد دروازهها را گرفته ، در دست خود نگاه داشته ، و به دروازهبانان گفته بود كه ملك محمود فرمود كه : من شبها آمده ، در دروازهء سمت كردستان - كه عبارت از دروازه خيابان بالا باشد - كشيك بدارم .
و آن شب ، با چند نفر از رفقاى خود ، در پشت دروازه نشسته ، به اختلاط مشغول ، و منتظر صداى يورش قشون بود ، تخمينا سه ساعت يا چهار ساعت به صبح مانده ، بنابر تعهدى كه طهماسب قلى خان در خدمت بندگان اقدس اعلى نموده بودند - به اتفاق عالىجاهان اسمعيل خان . . . . . .
( بقيه كتاب نيست . )
هامش
( 1 ) - چنين است در اصل ، و بايد 1138 ه / اوت 1725 م . باشد . به سياق عبارات .