تهنيت و رسوم مباركبادى ، از بزم خاص ، سمت قرب و اختصاص يافته ، مطربان بناى ساز و نواز گذاشته ، لواى طرب و عشرت به اوج سما افراشته :
رسانيد مطرب بناى نوا * ز روى زمين تا به اوج سما
جهان پر شد از نغمه و صوت چنگ * برون رفت غمها ز دلهاى تنگ
در آن بزم عشرت ، غم از ياد شد * [ b 88 ] بناى غم آن روز بر باد شد
خوشا محفل عيش و بزم سرور * كه غم را زدايد ، فزايد حبور
و اهالى و اعاظم هريك به قدر رتبه در مجلس ارم تزئين اجلاس نموده ، كام مرام را از شهد شيرينى لطف و امتنان و اطعمه لذيذ خوان احسان .
[ تقريبا دو ثلث صفحه سفيد است و ظاهرا براى ساختن تصوير باز گذاشته شده ] كامروا و بهرهمند گرديدند .
بعد از انقضاى مجلس عيد سعيد ، و اداى مراسم ديدوبازديد ، با كمال انشعاف ، بندگان خان و عاليشان نايب الشانى ، و عموم سركردگان و اعاظم و اعيان دار الامان كرمان [
a
89 ] مشغول گلگشت بهار و تماشاى باغ و گلزار مىبودند .
و نظر به مناسبت هر شخص ، تحصيل وجوهات و داروغگى ، و ضبط محصولات ديوانى و وجوه چوپان بيگى بلوكات و محال تابعه دار الامان كرمان را به سركردگان رجوع ، و طوامير تحصيلات ايشان از دفتر صادر ، و سركردگان مزبوره مرخص ، و به خصوص وصول و انجام وجه مزبوره