مناجات به مدلوله :
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
، روى نياز به درگاه قاضى الحاجات نموده ، افتتاح اقبال خود را از درگاه واهب متعال مسئلت نمودند .
از آنجا كه هيچ سائلى از آن درگاه با عزّ و جاه محروم نمىباشد - مصداق صدق سياق :
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
، صورتپذير مدعا ، و خدنگ دعاى آن مخلص نژادان بىريا به هدف اجابت رسيده ، هاتفى از غيب به نويد :
فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ
- ايشان را مستبشر ساخته ، و مقارن همان طليعه انوار شارق لطف ربانى از مشرق اقبال ايشان طلوع ، و به استبشار ورود موكب مسعود بندگان خان والاشان و سپاه انجمنشان مستبشر گرديده مىبودند .
نهاد رسيدگى به خانواده شهدا
در حين ورود موكب سعادت مورود بندگان سپهسالار به زمين داور ، همگى وارد حضور موفور الحبور ، و سجده شكر حىّ غفور را به جا آورده ، بعد از اطلاع بر مجارى حال آن نيكبختان دولتخواهان ، خان والاشان معلّى مكان ، تمامى سركردگان [
b
59 ] مزبوره را به انعامات شايسته وافره ، و خلاع آفتاب شعاع فاخره ، و اسب و شمشير و خنجر مرصع - نوازش فرموده ، تمامى سپاه نصرت همراه كه در قلعه مزبوره تصديع كشيده ، به مضمون :
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ
، پاى صبر و شكيب را در دامن جوانمردى و ثباتقدمى برقرار داشته ، و گوى سبقت از ميان ربوده بودند - به مضمون :
أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
، به تصديق خدمت و انعام و خلعت سرافراز ، و كسانى كه در معارك كارزار به مضمون صدق مشحون :
وَ مَنْ يُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً
- به درجه شهادت فايز گرديده بودند - نيز تحقيق وارث و كسان و منسوبان آنها را در هر ولايت از ولايات نموده ، و به حكام هر ولايت احكام مؤكده در