تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
- كه هريك از آنها در دليرى جرّار و دربها درى ضيغم شكار بودند - مقدمة الجيش سپاه نصرت‌پناه ، و روانه به صوب قلعه قندهار فرموده ، كه حقيقت احوال اميرويس و افاغنه ميشومه را مشخص و عرض نمايند .

قشون غلبه نمون

در وقت نزول موكب مسعود به محال زمين داور ، عاليشان [
a
59 ] شاهرخ بيگ ، به اتفاق جمعى از سركردگان خراسان - كه به اتفاق عاليجاه قاسم خان حاكم سمنان ، در حين اقتدار بندگان خان مرحمت‌نشان شاهنواز خان سپهسالار سابق ، ايشان حسب الحكم مرحمت‌شان مغفور معظم اليه مأمور به محافظت آنجا بودند - و بعد از مقدمه قتل بندگان سپهسالار مغفور ، و شكست قشون غلبه نمون ، ايشان پاى ثبات در معركه جهاد فشرده ، به مضمون :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
- انامل توكل و توسل به حبل المتين الطاف الهى و عروة الوثقاى اشفاق و اعطاف نامتناهى واهب حقيقى زده ، با مخالفين پر نيرنگ از راه راستى و ارادت به آستان سپهرنشان پادشاه جم‌جاه حسنى حسب حسينىنسب زده ، چون عشاق بىنوا در گوشه عزلت ، غزال صفت منزوى ، و دست‌وپا را گاهى به خون عدو ، و گاهى نگاربسته ، منتظر ظهور عساكر منصوره از جانب اصفهان و عراق مىبودند - و از آن وقت الى ورود آثار انوار و لوامع رايات فيروزى آيات خان بزرگوار سپهسالار عظيم الوقار ، دو سال متوالى صباح نوروز ، بر آن رافعان لواى جوانمردى - چون شام غم‌گذران ، و به‌هيچ‌وجه از جانب گلزار تمنا صباى مهر و وفا مهتزز « 1 » نمىگرديد . تا اين‌كه عرصه روزگار بر آن بهادران عدو شكار تنگ شده ، از شدت جوع به امان ، و از كثرت الم و ستم قوم بىايمان افغان به جان آمده - در مقام
هامش
( 1 ) - اسم فاعل از مصدر اهتزاز - وزيدن باد . در اين عبارت اصطلاحات موسيقى به تكلف گنجانده شده .