خلايق را به شيرينى التفات و احسان شيرينكام ساختند . [ جاى تيتر سفيد است ] .
مادرى بر نخل خرما شقه شد
به تاريخ اواسط شهر [ ] رؤساى بلوچ كه سابقا به خصوص تدارك و انجام موازى يك هزار و پانصد نفر ملازم و شتر در عوض پيشكش و ترجمان سركار عظمتمدار بندگان سپهرمكان سپهسالار از خدمت بندگان والاشان سردار مرخص ، و متقبل شده بودند كه در عرض يك ماه و چهل روز ، ملازم و شتر مقرره را انجام داده به حضور فيض گنجور بندگان معظم اليه بياورند ، و به نهجى كه متقبل شده بودند - ملازم و شتر مزبوره را بسان ؟ [ به آستان ؟ ] بندگان والاشان سردار ذوى الاقتدار حاضر ، و چون ماه مبارك صيام و موسم بهار نزديك بود - بندگان معظم اليه بناى معاودت گذاشته ، حركت ، و منزلبهمنزل عازم بنفهل ، و از آنجا نيز موازى دويست نفر ملازم و سيصد نفر شتر - كه ملوك بن فهل به رسم پيشكش سركار عظمتمدار متقبل شده بودند - سرانجام ، و عموم رؤساء و سركردگان بنفهل را برداشته ، وارد ولايت اربعه [
b
40 ] ، عاليشان ميرزا محمد حسين مينباشى بمى در كمال عزت و احترام با تمامى سادات و شرفاء و فضلاء و معتبرين ولايت اربعه استقبال نموده ، مدت هفت شبانهروز شرايط خدمتگزارى و مهماندارى را به تقديم رسانيده .
و چون سابقا والده و بعضى از منسوبان و متعلقان امير شاه سليم را - كه در حين نهب و غارت به تصرف آمده بودند - با اموال منهوبه احشامات طايفهء بلوچ ، به ولايت اربعه روانه نموده بودند - در حين ورود مسعود موكب نصرت كوكب ، والده و متعلقان امير شاه سليم مزبور را به حضور طلبيده ، آن عفريتهء سليته « 1 » - بعد از اطلاع بر قتل امير شاه سليم - شروع
هامش
( 1 ) - چنين است ، و در كوهستان ما شليته گويند - و بعيد مىنمايد كه با سليطه عربى يكى بوده