امير شاه نعمت الله ، كه سابقا نيز در مقام بندگى مىبود - به اعزاز و احترام تمام استقبال نموده ، به عاليشان معزى اليه و فرستادگان كمال تعظيم و احترام ، و مبلغهاى خطير از نقد و شتر و اسب و اجناس نفيسه تكليف برايشان نموده ، همگى با پيشكش و هداياى لايقه عازم حضور وافى النور شدند . [ جاى تيتر سفيد است ] .
به تاريخ اوائل شهر [ ] در حينى كه مرآت خاطر حقانيت مظاهر بندگان سپهرمكان سردار والاشان ، از روشنگرى وصول مآرب و حصول مقاصد ، چون سجنجل بيضاء « 1 » نورانى و مصفا ، و از هر طرف ابواب عيش و حبور بر روى شاهد آمال گشاده ، و گلهاى رنگارنگ نشاط بر پيشگاه ضمير مهر تنوير شكفته و جلوه نموده بود - عمدة الاعيان پهلوان شاه مراد « 2 » - يكى از جمله هواخواهان دولت دوران عدت ، و از جمله ملازمان سركار عظمتمدار بود - با چهار پنج نفر ديگر از توابين ميرزا عبد الرشيد ، به چاپارى وارد حضور ، و عريضه از نزد معزى اليه مبنى بر اطاعت و انقياد و بندگى عموم سركردگان و طوايف بلوچ ، و عزيمت همگى با پيشكش و هداياى لايقه به حضور موهبت منظور آورده ، به نظر رسانيده . از ظهور اين مراتب ، گلزار تمناى بندگان سپهرمكان آغاز شكفتگى نموده ، نخل مقصود بارآور گرديده ، فرستادگان مزبور را مخلّع ، و منتظر ورود مأمورين مىبودند .
هامش
( 1 ) - سجنجل : آئينه ، و اين لفظ رومى است . ( غياث اللغات ، المعرب جواليقى ) آئينه روشن ، آئينه روئين .ز آهن هندى ، به عشق روى او * چينيان چينى سنجنجل كردهاندخاقانىمُعنبر ذوايب ، معقد عقائص * مسلسل غداير ، سنجنجل ترائب( منتسب به حسن متكلم )
( 2 ) - در اصل : شاه همراد ؟