كرمان منصوب مىگردد ، « 1 » و هموست كه سپاه كرمان را در 943 ه / 1356 م . به قصد سركوبى عبيد اللّه خان ازبك به خراسان برده ، اندكى بعد باز همراه با سلطان احمد شاملو ، با 12 هزار قزلباش ، همايون شاه هندى را به قندهار رسانده و سپس بر تخت هندوستان نشانده ، « 2 » و باز در 955 ه / 1548 م . با سپاه كرمان به قصد انتقام روميان در چالدران فرود آمده ، « 3 » و بالاخره در 972 ه / 1564 م . با سپاه كرمان به خوارزم رفته و در آنجا با على سلطان خوارزمى مصاف داده و قلعه خبوشان ( قوچان ) را براى صفويه فتح كرده است .
بعد از فوت شاه قلى سلطان ، حكومت كرمان به عهده صدر الدين خان پسر معصوم بيگ صفوى از بنىاعمام شاه طهماسب سپرده شد ، ولى طولى نكشيد كه باز حكومت كرمان به دست افشاريه افتاد و يعقوب بيگ افشار حاكم در 977 ه / 1569 م . به فتح قلاع « جرون » و هرموز و شميل و ميناب موفق شد . « 4 »
افشارها از آن روز به بعد ديگر كرمان را رها نكردند . پس از اندكى فترت حكومت معصوم بيگ ، محمود سلطان افشار در زمان شاه اسمعيل دوم به حكومت كرمان رسيد . و در 986 ه / 1578 م . كه سلطان محمد خدابنده به سلطنت نشست ، حكومت به ولىّ خان افشار مفوّض آمد . « 5 »
هامش
( 1 ) - تاريخ كرمان ، وزيرى ، چاپ سوم ، ص 600 .
( 2 ) - عالمآراى عباسى . در باب بازگشت همايون شاه ، رجوع شود به « بارگاه خانقاه » ص
( 3 ) - منتظم ناصرى ، چاپ دكتر رضوانى ، ص 807 .
( 4 ) - فارسنامهء ناصرى ، و همچنين احسن التواريخ روملو ، ص 444 ؛ مثل اينكه كار اصلى افشارها در اين سنوات جمع كردن مردم كرمان و به قول قديمىها ايلجارى كرمانيان و بردن آنها به جنگ شمال و جنوب و شرق و غرب بوده است .
( 5 ) - تاريخ كرمان ، چاپ سوم ، ص 603 .