به كوكبهء تمام و اعزاز و احترام ، نزول عزت و اجلال به باغنظر فرموده ، از شيرينى و اطعمه خوان احسان ، عموم خلايق را مستفيض و بهرهمند ساخته ، از روى كمال فراست و آگاهى و كفايت انديشى و دولتخواهى به ضبط ماليات ديوانى و وصول بقاياى ايام عمل بندگان شاه ويردى خان مشغول شدند .
و چون موسم نسق زراعت مستدرك اودىئيل بود ، تمامى بذر و مستمريات را به كاركنان ديوانى تحويل ، و قدغن و تأكيد در زراعات نموده ، حسب الواقع محال خالصجات را منسق « 1 » و مزروع فرموده ، سعى موفور به ظهور رسانيده ، لوازم اهتمام مىفرمودند .
و در اين سال به هيچ وجه امرى روى نداد ، و عموم خلق الله به عيش و عشرت و كامرانى به فراغ بال مشغول مىبودند . و بعد از نزول بندگان خان والاشان رضا قلى خان ، عاليجاه معلى جايگاه شاهويردى خان - به عزم ديدنى و تهنيت - وارد باغنظر ، روز ديگر بندگان خان به بازديد ايشان تشريف برده ، بعد از فراغ از ديدوبازديد ، حركت ، و عازم دار السلطنهء اصفهان ، و بندگان خان ، الى محال باغين به مشايعت رفته ، از آنجا معاودت فرموده ، به فراغبال متوجه انتظام امور مملكت گرديدند . و بقيهء سال را به عيش و عشرت و شادمانى گذرانيده ، مطلقا امرى كه منافى تمناى امناى دين و دولت باشد رو [
a
19 ] نداده ، به شادكامى و خرمى اوقات مىگذرانيدند .
و چون سال به انتهاء رسيد ، عيد سعيد نزديك شد ، ناظر بيوتات و كاركنان سركار خيريت مدار را به تدارك ملبوس و ما يحتاج عيد و شيرينى و شيلان مجلس مأمور ساخته ، از روى كمال اهتمام به سرانجام آن اشتغال داشتند .
هامش
( 1 ) - شايد هم : منتسق ، و بههرحال مقصود نسقبندى زراعى است .