تصنيف چهاردهم كه براى دوستش استاد محمد على معمار كاشانى ( صانعى ) « 1 » سروده :
از كفم رها شد مهارِ دل ، * نيست در كفم اختيارِ دل -
و شجريان آن را خوانده است ، و تصنيف بيست و يكم افشارى كه به سال 1340 قمرى ( 1921 م / شصت هفتاد سال پيش ) سروده :
امروز اى فرشتهء رحمت بلا شدى * خوشگل شدى قشنگ شدى خوشادا شدى « 2 »
ديگر خوانندگان و موسيقىدانان هم ، همچنين ، مثل تصنيف افشارى شش ضرب كه درويش ساخته و شعر آن از بهار است :
بادِ خزان وزان شد * چهرهء گُل عيان شد . . .
طلايه لشكر خزان * از دو طرف عيان شد . . .
و رنگ قهر و آشتى ، و پيش درآمد افشارى كه باز از ساختههاى درويش است . همچنين تصنيف معروف شيدا در افشارى به وزن شش هشتم كه شهرت جهانى يافته و مرضيه بانوى آواز ايران خوانده :
دوش دوش دوش كه آن مهلقا ، * باوفا ، خوشادا ، باصفا
از درم آمد بنشست ، * بُرده دين و دلم از دست
آتش اندر دلم سر زد * جانم سر زد ، بَبَم سر زد
زان رُخ همچو آذر زد * جانم سر زد ، بَبَم سر زد ،
سوخت همه خرمنم ، يكسره * جان و تنم ، كشتهء عشقت منم
هامش
( 1 ) - و پسر اين معمارباشى ، مهندس صانعى ، داماد كرمانىها بود - به فيروزه خانم دختر مرحوم سالار كلانترى - پيانونوازى زبردست بود - و مدتى آجودان شاه چندى قبل از نيس به ايران آمد - و زندگى آرامى داشت و آخر كار به وضعى مرموز كشته - يعنى سربهنيست شد .
مرحوم سالار اسم منظومه شمسى را روى دختران گذاشته بود و تا آنجا كه به خاطر مىآورم ، اورانوس زن اسفنديارى بود و نپتون زن قطب اهوازى و روشن زن ناصر عامرى و چندتاى ديگر كه يادم نيست . در خانه اين خانواده فرمانى از عصر صفويه بوده كه شاه عباس ، كلانترى كرمان را در خانواده آنان ارثى ساخته - و ناقض آن را به لعنت خدا نفرين كرده است .
( 2 ) - سرگذشت موسيقى ايران ، ج 1 ، ص 316 .