عارف قزوينى كه براى تاج السلطنه و قدرت السلطنه گفته و الهه و شجريان خواندهاند .
در متن كتاب يك جا خواندهايم - كه مؤمن بيگ ، يكى از ديوانيان عصر صفوى ، پسر نىنوازى داشت ، و آن نىنواز تائب شد و به مشهد رفت و در آنجا معتكف شد ، اما اين دليل نمىشود - كه ما هنر افشارى را در مقدمهاى كه مربوط به افشارهاست - از نظر دور بداريم .
رنگ افشارى
ما مىدانيم كه افشارها ، در عالم هنر ، علاوه بر قاليچه افشارى ، يك اثر بسيار باشكوه ديگر از خود باقى گذاردهاند . واقعيت اين است كه يك هفتم از كلّ هفت دستگاه آواز ايران ، ( يا به تعبير ماوراء النهرىها يك دانگ از هفت دانگ كلّ آن - چون در آنجا صحبت از هفت دانگ هندوستان « 1 » پيشآمده ) ، آرى ، يك هفتم كلّ موسيقى ايران از آن افشارهاست ، و دستگاه افشارى يكى از دلپذيرترين و پرهيجانترين دستگاههاى موسيقى ايران است و بسيارى از آهنگهاى معروف نوازندگان و خوانندگان ما در پردهء افشارى خوانده شده است ، چنانكه فى المثل شش هفت تصنيف از سى تصنيف عارف - خواننده و شاعر معروف ما ، در پردهء افشارى است - مثل تصنيف « نمىدانم چه در پيمانه كردى » ، كه خالقى آن را براى گلهاى رنگارنگ تنظيم كرده و الهه خوانده است ، و تصنيف ششم او « تو اى تاج تاج سر خسروانى » كه عارف براى تاج السلطنه دختر ناصر الدين شاه ساخته ، و تصنيف نهم او كه در افشار و براى خانم قدرت السلطنه گفته : نه قدرت كه با وى نشينم ، و
هامش
- مفصل و دقيقى بر روى نقش قالىهاى افشارى دارد انجام مىدهد كه زير نظر استاد محترم آقاى مرتضى مميّز صورت مىگيرد با طرحها و نقشهاى دلپذير . اميدوارم يك روزى جائى چاپ شود . بگذريم از اين كه بانوانى كه در ايام تحصيل روى كارهاى هنرى كار مىكنند - وقتى به خانه بخت مىروند - همهء آن هنرها در آتش زير آش آشپزخانه ذوب مىشود .
( 1 ) - هشت الهفت ، ص 13 ، نقل از منتخب التواريخ محمد حكيم خان .