لازم نيست بدانيم از پس پرده غيب چه ظاهر خواهد شد ؟ زندگى ايلى و قبيلهاى در قرن 19 و 20 در چرخگوشتى تمدن جديد و سلاح آتشى خورد خواهد شد . من وقتى دهكده طغرلجرد و خوانين « طغراجه » را در كرمان مىبينم كه آن همه كيابياى بيگها ، در آخر كار خلاصه شده بود به عالم بيگ - كه كتابخانهاى در طغراجه داشت ( و گويا هنوز هم نسخههائى از آن هست ) - به ياد دهكده محقّر « طاشبورن » افتادم - در نزديكى قارص - كه مركز زندگى باقيماندهء عشاير افشار آسياى صغير است .
درويش پاشاى نادرويش
سال 1868 م / 1285 ه اواسط سلطنت ناصر الدين شاه حملات درويش پاشا براى تخت قاپو و اسكان عشاير عثمانى در چخور سعد شروع شد ، جمعى به قيصريه گوگسون و باقى در ساير نقاط آناطولى اسكان داده شدند ، و يا به مرزهاى سوريه رانده شدند كه قبيلهء كوچك « افشار بوجاغى » همچون خاكسترى از آتش ، بقاياى آنهاست ، در حالى كه در دفتر وكالت داخليه 44 مركز به نام افشار ثبت شده است . « 1 »
سرنوشت افشارها ، چه در ايران ، چه در آناطولى ؛ چه در كرمان ، چه در خمسه ؛ چه در اروميه ، چه در شمال خراسان ، هركه بودند و هرچه بودند - اگر نادر افشار « 2 » بود و اگر حبيب اللّه خان امير توپخانه ، « 3 » اگر كچل افشار شوشتر بود « 4 » يا اژدها سلطان افشار ، حاكم بلوچستان و سيستان ، « 5 » و
هامش
( 1 ) - دائرة المعارف اسلامى ، مقالهء فؤاد كوپرولو ، اين قسمت را من از دوست محترم آقاى دكتر محمد تقى امامى خويى استاد كرسى تاريخ عثمانى در دانشگاه تهران ، استفاده كردهام .
( 2 ) - در باب او رجوع شود به مقالهء نادر دوران ، خاتون هفت قلعه .
( 3 ) - در احوال او مراجعه شود به فرمانفرماى عالم ، ص 360 .
( 4 ) - تذكره شوشتر ، ص 42 .
( 5 ) - تاريخ ملا جلال ، ص 371 ، و ايرج افشار سيستانى بايد توضيح فرمايد كه چه نسبتى با اين -