به تحويل مانده از پرداخت حقوق اهالى كرمان مطلقا خبرى نشده ، روز حالات زندگانى عامه اهل كرمان در منتهى درجه سختى و بدبختى است - حتى عرصهء خودم خيلى سخت و خراب است .
جمعه غرّه جمادى الاولى سيچقانئيل از سه ساعت به غروب تا دو ساعت از شب ، رحمتى وافر كافى باريد و احياى موات شد . ميرزا مهدى خان پيشكار ماليهء كرمان مشغول است . حقوق تنگوزئيل گذشته را نصف مىدهد . بعضىها حاضر نشدند ، اشخاص مستأصل گدا چون چارهاى ندارند آن را عالى مىگيرند .
سمت سيرجان [ و ] راور از سارقين بىاثر نيست ، حوزهء شهر امن است .
آقاى نايب الصدر براى رياست اوقاف كرمان 28 ربيع الثانى وارد شهر شدند - با عيال .
بعد از رفتن شوستر ، برنارد نامى به جايش نشسته ، خود را كفيل خزانهدارى كلّ مىنويسد . كار عموم اهالى كرمان از بلده و بلوك قريب الافتضاح است . در ايالت حضرت امير اعظم وقايع زياد رخ داده كه ثبتوضبط است ، از جمله چند نفر مفلوك مفسد فى الارض كه هميشه از آب گلآلود ماهى گرفتهاند و ظاهرش چون گور كافر پر حلل . . . »
ابو الحسن مستوفى بقيه كلام را قطع كرده يك تيتر مىزند و سپس بدبينانه مىنويسد :
« . . . شرح ايالت امير اعظم خيلى طولانى است ، آخر ذى حجه تنگوزئيل وارد ارگ حكومتى شدند ، از بردسير به طرف راور تشريف بردند - بروند سمنان دامغان » [ جمادى الاولى ] ، مستوفى بعد تجديد مطلع كرده ادامه مىدهد : « قضيههاى واقع شده : اول ورود ، خبر ارتحال حضرت آية اللّه خراسانى بود . خبر دويّم به واسطهء فساد جمعى طمّاع مفتخوار كه از سردار نصرت كيسههاى خود را مالمال مىخواستند . . . ميانهشان را با
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: محمد ابراهيم باستانى پاريزى
ص١٤٧