جا چاپ نشده است . براى نمونه شعرى را كه در جشن سده سروده و معمولا هر سال در روز جشن سده در حضور جمع در بداغآباد خودش مىخوانده ، - و حاوى نوعى نوآورى در قافيه است - درج مىكنيم :
جشن سده از طى شدنِ دى خبرم داد * از حشمتِ جم سلطنتِ كى خبرم داد
چون آتش زردشت بيفروخت در آن دشت * از آيتِ پيغمبرى وى خبرم داد
اين جشن عجب جشنِ بزرگى است كه ساقى * از گردشِ مى ارچه پياپى خبرم داد
هم زمزمهء موبد و دستور در آن دشت * از بودن تار و دف و هم نى خبرم داد
وز سازش آن ضرب كه با نى شده همساز * از خواستن مى ز پىِ مى خبرم داد
بهبه چه شرابى كه پس از رفتن سى سال * از جامِ نخستين ز مىِ جى خبرم داد
من بى خبر از خويش ، ولى ساقىِ مهروى * با حرف ندا ، گفتنِ آ ، اى ، خبرم داد
مُطرب به نوائى كه دو صد شور بيفزود * با نغمه دل اى دل - دل اى خبرم داد
ديگر چه نگارم ؟ كه نگارم به كنارم * با ناله پر غمزه آخَى ! خبرم داد
بس خواب خوشى بود كه ناگاه مؤذن * از گفتن شش مرتبه حى حى خبرم داد