استمالت او ابلاغ رياست معارف كرمان را به او دادند .
مجد پس از يك سال رياست فرهنگ ( 1295 ش . / 1916 م . ) از اين شغل كناره گرفت تا به سال 1302 ش / 1923 م . / 1342 ه به مرض استسقا در كرمان درگذشت و نقش سنگ مزارش اين است :
مجد الاسلام شمع جمع كمال * آن خداوندگار فضل و ادب
ناگهان در هزار و سيصد و دو * به حساب عجم ، نه سال عرب
كرد تاريك ، محفل ادبا * گشت خاموش چون مه نخشب
شرح حالش ( خودش ) بگفت و نوشت * با كدامين زبان ، كدامين لب ؟
الغرض مرد با كمال وقار * گشت مستغنى از نشان و لقب
در مقدمه سفرنامه كلات اشاره شده كه اين شعر را خودش براى سنگ مزار خود گفته است .
شش پسر او : محمد خان و عبد الحسين خان و بهرام خان و جواد خان مجدزاده صهبا و ابراهيم خان و منوچهر خان بودند - و دخترش زهرا خانم مادر خليلپور است .
او را در محل تخت درگاهقلى بيگ دفن كردند . درگاه قلى بيگ از احفاد بيرام بيگ و رئيس ايل افشار كرمان بود - كه در كرمان موقعيت مناسبى به دست آورد ، و قسمتى از سرآسياب را جزء املاك خود ساخت ، و در جوار باغ بيرامآباد ، در دل كوه - ساختمان زيبائى به وجود آورد ، در پائين كوه نيز درياچهاى ايجاد نمود و آب قريه سرآسياب را با مجرائى كه در دل سنگ كنده بود به پائين درياچه مىرساند . مردم هنوز آن محل را درياچه گويند . درگاهقلى بيگ در سال 1108 ه [ - 1697 م . ] وفات - يافته و نعش او را در همان محل تخت به خاك سپردهاند .
مجد الاسلام هرچند در متن حوادث مشروطه بود ، ولى هرگز به وكالت نرسيد . مرحوم مجد الاسلام اشعار بسيارى دارد كه متأسفانه تاكنون يك